ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٥٢ - اين كه فصل حقيقى اشياء از حدود درك و دريافت ما بالاتر است ، مورد اعتراف همهء متفكران آگاه است
هيچ كس نمى تواند منكر شود كه حيات را براى خود از يك قانون ماوراى طبيعى بسيار با اهميت برخوردار است كه عدهء زيادى از روانشناسان و كارمندان علوم انسانى ( نه انسانشناسان حقيقى ) در بارهء آن نمى انديشند و اگر هم از درون آنان صدايى ظريف آنان را براى انديشه در اين گونه مسائل تحريك نمايد ، با يك جملهء « دوران متافيزيك گرايى گذشت و ما بايد حقيقت را ببينيم و بگوييم كه آرى چنين چيزى واقعيت دارد و ما آنچه را كه شما مى گوييد نمى بينيم ، آن صدا را خاموش مى كنند ما در اين مورد با يك جملهء كاملا روشن آنان را در تخيلات رؤياهاى شيرينى كه دارند ، رها مى كنيم و راه خود را مى رويم آن جمله اين است كه آقايان ، شما روابط اشياء را كه نظم هستى موجودات بر آن قرار گرفته است را هم نمى بينيد . شما هيچ يك از نيروها و فعاليتها و پديدههاى مغزى و روانى را نمى بينيد شما آن اصول و همهء قوانينى كه وضع روانى و مغزى ما را اداره مى كنند ، نمى بينيد . شما ميليارد ميليارها علل و جرياناتى كه كيهان ما را به اين موقعيت فعلى رسانيده است نمى بينيد ، ولى همهء اينها كه گفته شد واقعيت دارند و چنانكه واقعيت آنها به يقين من و امثال من وابسته نيستند ، همچنان به انكار و ترديد و شطرنج بازى مغزى شما هم گوش فرا نمى دهند .
٤٧ - و أقلّ أجزائه أعجز الأوهام أن تدركه و ألالسنة أن تصفه ( و كمترين اجزاء اين حيوان اوهام انسان را از دركش و زبانها را از بيانش ناتوان ساخته است . ) اين كه فصل حقيقى اشياء از حدود درك و دريافت ما بالاتر است ، مورد اعتراف همهء متفكران آگاه است .
اكثر فيلسوفان مشّأ و اشراق در گذشته و متفكران مكتبهاى گوناگون قرون و اعصار پس از ظهور تمدن اسلامى و معارف آن بر اين عقيدهاند كه آنچه ما در تعريف و