ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٨١ - آنجا كه پستترين فردى به تكامليافته ترين انسان تعيين تكليف مى كند
٢ - پيمانشكنى
٢ - پيمانشكنى ( فَبِما نَقْضِهِمْ مِيثاقَهُمْ لَعَنَّاهُمْ وَجَعَلْنا قُلُوبَهُمْ قاسِيَةً ) [١] ( بدانجهت كه پيمانهاى خود را شكستند ، بر آنان لعنت نموديم و در دلهاى آنان قساوت قرار داديم ) .
تبصره - نبايد از جملهء ( در دلهاى آنان قساوت قرار داديم ) چنين استنباط كرد كه خدا قساوت را اجبارا در دلهاى آنان به وجود آورده است . بلكه اين جمله مانند آيهء ( خَتَمَ الله عَلى قُلُوبِهِمْ . . . ) [٢] ( خداوند بر دلهاى آنان مهر زده است ) نتيجهء كردار تبهكاران را بيان ميكند . بتوضيح اين كه قانون علت و معلول چنانكه در پهنهء جهان عينى حكمفرما است همچنان در كردار و انديشهء آدميان نيز حكومت ميكند ، كردار و انديشهء صحيح نتيجهء صحيح را به دنبال دارد و انديشه و كردار باطل نتيجهء باطل را به وجود مى آورد ، و اين تبعيت نتيجه از مقدمات و به دنبال كشيدن علت معلول خود را ، قانونى است الهى كه در هر دو قلمرو انسان و جهان ، بدون استثناء در جريان است . بعنوان مثال : كسى كه نداها و تحريكات سازنده اى را كه وجدان انجام مى دهد ، با بىاعتنائى تلقى كند ، معلول قطعى اين بىاعتنائى كه به وجود خواهد آمد ، سقوط وجدان از فعاليت مزبور است . بىاعتنائى علت و سقوط وجدان از فعاليت ، معلول قانونى آن ميباشد . اين قانونى است الهى ، ولى خداوند نه تنها كسى را به بىاعتنائى به وجدان اجبار نمى كند ، بلكه به وسيلهء نشاندادن عظمت و ارزش وجدان و امتيازات مردم با وجدان كه در « حيات معقول » دارا مى باشند ، انسانها را بر اهميتدادن به فعاليت وجدان تحريك و تشويق مى نمايد .
٣ - ايمان به جبت و طاغوت و پيروى از طغيانگران
٣ - ايمان به جبت و طاغوت و پيروى از طغيانگران * ( أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ أُوتُوا نَصِيباً مِنَ الْكِتابِ يُؤْمِنُونَ بِالْجِبْتِ وَالطَّاغُوتِ وَيَقُولُونَ لِلَّذِينَ كَفَرُوا هؤُلاءِ أَهْدى مِنَ الَّذِينَ آمَنُوا سَبِيلًا . أُولئِكَ الَّذِينَ لَعَنَهُمُ الله وَمَنْ يَلْعَنِ الله فَلَنْ
[١] المائده آيه ١٣ .
[٢] البقرة آيه ٧ .