ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٢٩ - نظرى بر مسير حيات در دوران معاصر
دورهء چهارم
دورهء چهارم - دوران ناتوانى از بازدهى و صرف انرژى در اشتراك براى بوجود آوردن عوامل ادامهء حيات است كه با اصطلاح بازنشستگى واقعى تعبير مى گردد . البته روشن است كه براى هر يك از دورانهاى چهارگانه مرز دقيق رياضى وجود ندارد ، زيرا اختلاف انسانها از نظر قدرت عضلانى و استعدادهاى مغزى و روانى و رويدادهاى فردى و اجتماعى محاسبه نشده بقدرى زياد است كه هر مرزى را براى تفكيك دورههاى چهارگانه تعيين نمائيم نسبى و تخمينى و مشروط خواهد بود .
مشتركات و مختصات دورههاى چهارگانه
مشتركات و مختصات دورههاى چهارگانه آنچه كه در همهء دورههاى چهارگانه مشترك است و هيچ استثنايى را نمى پذيرد ، دو موضوع است : موضوع يكم - استهلاك مدت زندگى .
موضوع دوم - بهره بردارى از عوامل ادامهء آن . اولين لحظهء تولد كودك ، مقطع ناچيزى از زمان است كه به سرعت عبور مى كند و هر لحظه از زندگى او كه سپرى شده غير قابل بازگشت مى باشد . بهمين ترتيب لحظات زمان يكى پس از ديگرى از آينده مى رسند و به گذشته مى خزند و در نتيجه با گذشت هر كميتى از زمان به همان مقدار به پايان زندگى نزديك مى گردد . همچنين هيچ قطعه اى از زمان زندگى نمى گذرد ، مگر اين كه انسان زنده در هر دوره اى هم كه بوده باشد ، از عوامل ادامهء حيات بهره بردارى مى نمايد . اما مختصات هر يك از دورههاى چهارگانه : در دورهء يكم كه روزگار كودكى است ، به جهت ناتوانى از تفكر در بارهء مفاهيم عالى زندگى و ناآشنايى با حركت و تحول و لزوم مهار شدن خواستهها و آزاديهاى اوليه و خام ، نه ارزش براى حيات قابل درك است و نه ضرورتها و واقعيتها از خيالات و ضد واقعيتها قابل تفكيك است ، به همين جهت