ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٦٣ - ٢ - حيات مستهلك در خواستههاى مهار نشده
تجمل و ثروت با آن حيات مساوى نابودكردن او است .
٢ - حيات مستهلك در خواستههاى مهار نشده - اين نوع حيات نيز نمى تواند ملاك سنجش و الگوى واقعى ضرورت و تجمل باشد ، زيرا به اضافهء اين كه چنين حياتى براى هيچ انسانى چه در حال انفرادى و چه در زندگى جمعى امكان پذير نيست ، تصور و خواستن چنين حياتى مساوى گسيختن همهء قوانين عالم طبيعت و اصول روابط زندگى اجتماعى است . بنا بر اين حياتى كه مى تواند نه تنها محور ضرورت و تجمل بوده باشد ، بلكه مى تواند مسير تكامل را براى انسانها هموار به سازد ، نوع سوم است كه ما آن را حيات معقول ناميدهايم .
البته واضح است كه مقصود ما از حيات معقول ، آن زندگى خيالى و اوتوپيائى و رؤيائى نيست كه در انديشهء بعضى از ساده لوحان موج مى زند و با يك مشاهدهء عينى در بارهء واقعيات خشن زندگى فرو مى نشيند و جز لذت چند لحظه اى از خود بجاى نمى گذارد . همچنين منظور ما آن زندگى نيست كه فعاليتهاى تجريدى عقلانى را به جاى حيات واقعى مى نشاند و گمان مى كند كه در جهان عينى زندگى مى كند ، و نمى داند كه تجسيمات درونى را تقويت كرده جهان برونى را از ديدگاهش حذف نموده است . بلكه مقصود ما از حيات معقول « آن زندگى است كه به فعليت رسيدن ابعاد اصيل حيات در مسير كمال و بارورگشتن آنها در آن زندگى تأمين مى گردد » اين حيات معقول است كه در قرآن با عنوان حياة طيبه [١] ( حيات پاكيزه ) تذكر داده شده است و هدف بعثت پيامبران الهى و آرزوهاى انسانى همهء عظماى بشريت در همهء قارههاى كرهء زمين از باستانىترين دورانهاى تاريخ تا به امروز همين حيات
[١] حيات طيبه در قرآن مجيد در سورهء نحل آيهء ٩٧ چنين آمده است : ( مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّه حَياةً طَيِّبَةً ) . ( كسى كه از مرد يا زن عمل صالح انجام دهد در حالى كه مؤمن است ، زندگى او را حيات پاكيزه مى نمائيم )