ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٥٨ - متفكر بزرگ اسلامى عبد الرحمن بن خلدون در پرتو منابع اسلامى براى اولين بار در تاريخ علوم اقتصادى و اجتماعى ارزش كار را از ديدگاه علمى مطرح مى كند
بارانى كه براى زراعت و امثال آن مفيد است ، ولى اين گونه مفيديت تنها كمك و وسيله اى براى نتيجه بخشبودن كار مى باشد و ناچار بايد كارى انجام بگيرد تا آن باران به نتيجه برسد چنانكه خواهيم گفت .
اين كسب و اندوخته اگر به مقدار ضرورت و احتياج آدمى باشد ، معاش ناميده مى شود و اگر اضافه بر ضرورتها و احتياجات باشد ، ثروت و تجملات ناميده مى شود . سپس اگر نفع حاصل از كار و اكتساب به خود آدمى برگردد و آن را در راه مصالح و احتياجاتش مصرف نمايد رزق ( روزى ) گفته مى شود . پيامبر اكرم فرموده است :
إنّما لك من مالك ما اكلت فأفنيت او لبست فأبليت او تصدّقت فأمضيت ( جز اين نيست : از مال تو چيزى از آن تست كه خوردى و از بين رفت يا پوشيدى و پوسيد ، يا در راه خدا مصرف كردى و آن را در جاى خود به جريان انداختى ) .
و اگر از آن منافعى كه به دست آورده است ، در راه رفع احتياجاتش بهره بردارى ننمود ، آن منافع و اموال براى مالكش روزى ناميده نمى شود ، بلكه اندوخته اى است كه به دست آورده است . مانند مالى كه به ارث مانده ، براى متوفى روزى نيست ولى اندوختهء او مى باشد ، زيرا متوفى نمى تواند از آن مال بهره مند شود . و هنگامى كه وراث از آن مال برخوردار شوند رزق ناميده مى شود . اينست حقيقت رزق در عقيدهء اهل سنت .
معتزله براى رزق شرط كردهاند كه بايد قابل تملك باشد و چيزى كه قابل تملك نيست رزق ناميده نمى شود و به همين جهت اموال غصبى و هرگونه مال نامشروع را رزق نمى دانند و خداوند با رحمت و هدايت خود غاصب و ظالم و مؤمن و كافر و هر كه را بخواهد رزق مى دهد . معتزله در اين مسئله دلائلى دارند كه در اين مبحث جاى تفصيل آنها نيست .
سپس بدان كه ، كسب براى بدست آوردن مال و قصد تحصيل با كوشش ،