ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٣٦ - ٢٠ - براى خودپرستان خودمحور ملاك خوبى هر چيز مطابقت كيفيت و كميت آن چيز با هدفگيريهاى آنان است و ملاك بديها عدم موافقت هر چيز با هدفگيرى آنان ميباشد
است . از آن جمله : ١ - خوب هر آن چيز است كه عامل خوشى و بد چيزى است كه عامل ناخوشى است . اين تعريف را مى توان محصولى از مغزهاى كودكانه دانست كه در ارتباط با جهان هستى و محاسبات زندگى خود ، جز خوشآمدن و ناخوشآمدن اشياء براى آنان ، چيزى را درك نمى كنند .
٢ - به اضافه اين كه مفهوم خوشى روشنتر از مفهوم خوبى نيست ، هر چيزى كه لذتبار است خوب است و هر چه كه دردناك است ، بد است . اگر منظور اين تعريفكنندگان ، لذت و درد شخصى طبيعى محض بوده باشد ، آن قدر بىپايه است كه به توضيح و انتقادش نمى ارزد ، زيرا گويندهء اين تعريف بنام يك انسان از موضع حيوانيت پست سخن مى گويد ، مگر انسانها نمى دانند لذت كار و هدف جانوران است لذتپرستى كه عبارتست از خوشداشتن غرايز و خود طبيعى خام محورى جز همان خود طبيعى خام نمى شناسد ، نه انسانى ديگر سراغ دارد و نه رشد و كمالى در گذشتن از پستىهاى خودپرستى و اگر مقصود اين تعريفكنندگان لذت بمعناى عمومى آن بوده باشد كه حتى لذايذ روحى و معنوى را هم شامل گردد ، درست است كه چنين تعريفى نزديك بمعناى واقعى « خوب » است ، ولى خوب در حد اعلايش با هدفگيرى لذت بهر مفهومى كه باشد سازگار نيست ، زيرا لذت بطور قطع خود طبيعى خام را محور رسمى خود مى شناسد . تفاوت فراوانى وجود دارد بين اين كه لذت هدف واقع شود يا سايه وار به دنبال من تكاملى راه بيفتد ، يا بعنوان نيروئى محرك به سوى كمال باشد ، مانند اراده كه نيروى محرك عضلات است نه هدف و نه سايه .
٣ - هر چيزى كه مطابق منطق است ، خوب است و هر آنچه كه خلاف منطق است بد است . اين تعريف شناخت خوب و بد را به عهدهء روش درست انديشيدن واگذار ميكند و ما مى دانيم كه روش درستانديشيدن كه منطق آنرا بما تعليم مى دهد ، هرگز چگونگى موادى را كه براى نتيجه گيرى تنظيم ميكند ،