ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٧١ - در فكر بازگشت به خويشتن براى نوسازى خود باشيد
علت دارند ، يعنى قراردادن اطاعت از قانون در منطقهء ارزشها و تخلف از آن ، در منطقه ضد ارزشها بايد به علت و ملاك صحيحى مستند شوند ، و قوانين و حقوق امروزى ، تنها موافقت عينى عمل با قانون را مى خواهد ، بدون احتياج به اين كه عمل مزبور رنگ اطاعت داشته باشد . و همچنين كيفر را براى كسى كه از قانون تخلف مى كند ، مقرر مى دارد ، خواه اطلاعى از قانون داشته باشد يا از آن بىخبر باشد و خواه عذرى كه در قانون قيد نشده است ، مانع عمل به آن بوده باشد يا نه ، بدون اين كه تخلف بدون عذر موجب عنوان معصيت گردد . مى گوئيم : اين اعتراض با نظر به جريان حقوق و مقررات متداول دوران ما كاملا صحيح است ، ولى اين نكته را هم بايد در نظر بگيريم كه جداكردن انگيزههاى عمل به قانون از منطقهء ارزشها و جدا كردن عوامل انحراف از قانون ، از منطقهء ضد ارزشها ، نتيجه اى را كه براى بشر امروزى به بار آورده است ، محو كامل وجدان و فعاليتهاى سازندهء آن مى باشد ، وجدانى كه قطبنمايى براى كشتى وجود آدمى در اقيانوس زندگى قابل تفسير مى باشد . اما انكار شايستگى توبه ، به اين دليل كه واقعيتى به نام شخصيت وجود ندارد ، نمى تواند جز از مغزهائى كه با سم مهلك نيهيليستى مسموم شده است ، بروز نمايد . هيچ دوائى براى اين مسموميت مغزى ، در قاموس بشرى وجود ندارد ، مگر اين كه خود نيهيليست به خود بيايد و هستى را از نيستى متمايز بسازد .
گروهى از اشخاص مى گويند : معصيت كه ويرانى شخصيت را به بار مى آورد ، جز مخالفت دستورات فوق طبيعى كه از طرف خداوند به وسيلهء پيامبران ، براى مردم ابلاغ مى شود چيزى ديگر نيست و اگر براى كسى « خدا » مطرح نباشد ، معصيتى وجود ندارد ، تا توبه از آن معصيت مفهومى داشته باشد . اينان هم بايد بدانند كه از آغاز زندگى بشر در اين كرهء خاكى تاكنون يك متفكرى پيدا نشده است كه از روى دلائل علمى و يا فلسفى اثبات كند