ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٢٦ - ١٤ - اين قاضى ما سرى مثل سر شير دارد ابروهائى مانند كمان سام نريمان ، چشمانى مانند كاسهء شراب
يا زير فشار عوامل جبرى دست به قتل زدهام . مى دانيم كه در بارهء حكم قتل خطائى و قتل صادر از روى اجبار قطعى و همچنين در بارهء تشخيص آنها از نظر ارتباط متهم با مقتول و موقعيت پديدهء جنايت و زمان و مكان قتل و طرز شهادت شهود ، يا شرايط اقرار . . . و غيره صدها مسائل ممكن است مطرح شود كه نادانى در يكى از آنها موجب حقكشى و به هدررفتن خون مجنى عليه يا متهم و اهانت به شخصيت او مى گردد . قاضى نادان خودپرست كه از اقرار بجهل و كوته فكرى خود [ بيش از مرگ نابهنگام با شديدترين شكنجهها ] مى ترسد ، وارد مسئلهء جنايت مزبور مى گردد ، در ميان آن همه مسائل پيچيده چه خواهد كرد ، جز آنكه مانند خر در گل فرو رود و هر چه دست و پا بزند بيشتر در آن گل غوطه ور گردد .
٣٠ - و لا اهل لما قرّظ به . ( و نه شايستهء مدحى است كه مداحان در بارهء آن نادان سرميدهند ) ١٤ - اين قاضى ما سرى مثل سر شير دارد ابروهائى مانند كمان سام نريمان ، چشمانى مانند كاسهء شراب اين مختص را كه امير المؤمنين عليه السلام در بارهء قضات بيان فرموده است ، شامل همهء مداحىها است كه در بزرگداشت مردم پست و نااهل صورت مى گيرد . پستتر از مدح مداحان ، قيافهء پذيرش احمقانه ايست كه نادانهاى خرمنسوخته در مقابل آن مداحىها به خود مى گيرند و تدريجا باور ميكنند كه داراى همان فضل و فضيلتند كه مداحان متملق و چاپلوس در بارهء آنان سر دادهاند . اين قاضى يا دانشمند يا فيلسوف ما در مقام والائى از فضل و فضيلت است كه تنها انسانهاى هشيار و روشنبينان علم و فلسفه و قضاوت آنرا درك مى كنند سپس مى بينند دلشان با اين ياوه گويىها خنك نشد ، و حق آن طفيلى خودپرست را بجاى نياوردند ، فرياد مى زنند [ اين بار نوبت به لجنمال