ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٦٧ - مقدمه اى براى حل معماى اصالت فرد يا اجتماع يا هر دو
به عبارت ديگر ورود به « حيات معقول » يك كليد دارد و آن هم عبارت است از تعديل « خودخواهى » كه حيات ديگر انسانها را به جهت وابستگى همهء حياتها به يك نظم عالى و آگاهانه در هستى به رسميت به شناسد .
براى شناخت ابعاد اصيل اين حيات در هر دوره و جامعه اى الگوها و ملاكهاى روشنى وجود دارد ، كه به وسيلهء علوم گوناگون شناخته مى شوند .
همان طور كه براى تفكيك حركت هشيارانه از حركت مستانه الگو و ملاك واضحى وجود دارد .
اكنون كه تا حدودى حيات معقول را شناختيم ، ملاك ضرورت و تجمل و ثروت را نيز مى توانيم بدست بياوريم . هر حقيقتى كه در ادامهء حيات معقول دخالت مثبت بورزد ، ضرورت و آنچه كه اشباعكنندهء « مى خواهم » هاى خارج از متن اين حيات است تجمل و ثروت ناميده مى شود .
البته تجمل كه عبارت است از وسيلهء اشباع « مى خواهم » هاى خارج از متن و ابعاد اصيل حيات معقول ، در صورتى كه مزاحم متن و ابعاد اصيل حيات فرد و اجتماع نباشد ، قانونى و مشروع بوده از ديدگاه حيات معقول محكوم نخواهد بود ، بلكه تجملات موقعى محكوم است كه حيات معقول را به وسيلهء اخلال به يكى از ابعاد آن ، مختل بسازد .
مقدمه اى براى حل معماى اصالت فرد يا اجتماع يا هر دو اعتراف مى كنيم كه طرح اين معماى ديرينه كه همهء افكار عالى را بخود مشغول داشته است ، رابطهء مستقيم با بحث كنونى ما كه تعيين ملاك ضرورت و تجمل است ندارد . ولى چون براى تعيين ملاك مزبور به تعريف و توضيح « حيات معقول » نيازمند بوديم و به طور مختصر آن را مطرح كرديم ، لازم ديديم كه ضرورت و ارزش فوق العاده با اهميت اين حيات را يادآور شويم .
لذا مجبور شديم كه : اين مسئله را مطرح نمائيم كه معماى ديرينهء « اصالت