ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٣٣ - ١٨ - زندگى در جهالت مرگ در ضلالت را به دنبال دارد
بيرنگ مى سازد . بعنوان مثال نشستن در روى صندلى صدر مجلس براى چنين اشخاص رنگ حياتى دارد ، در حالى كه خونهاى بناحق ريخته شده براى آنان رنگى ندارد . مثلا موقعى كه نام او در جمعى از نامها ذكر مى شود ، در رديف اول چنان رنگ درخشان و جالب دارد كه حيات صد در صد آرمان او ، در حالى كه آزادى ديگران براى اين نادان غوطه ور در جهل مركب چنان بيرنگ و بىاهميت است كه رفتن از دست چپ كوچه با امكان رفتن از دست راست آن . بعبارت كلىتر هر حقيقت و ارزشى كه بتواند در برآوردن خواستههاى خود طبيعى اين ضد انسانها ، استخدام و دست بكار شود ، داراى رنگ است و هر حقيقت و ارزشى كه نتواند در منظور فوق اثرى مثبت داشته باشد ، رنگى ندارد تا توجه اين اشخاص را به خود جلب كند . اين هم يكى از نتايج بىرنگى حقايق و ارزشها در نظر نادانان خودپرست است كه داد و فريادهائى كه پيامبران و اصياء آنها و پيشوايان و رهبران راستين ملل و اقوام براه انداختهاند ، آن قدر بيرنگ جلوه دادهاند كه پند و اندرز ناميده مى شوند ٣٦ - الى اللَّه اشكو من معشر يعيشون جهَّالا و يموتون ضلَّالا ( شكايت به خدا مى برم از گروهى كه نادان زندگى ميكنند و گمراه مى ميرند ) .
١٨ - زندگى در جهالت مرگ در ضلالت را به دنبال دارد سطوح درون امير المؤمنين عليه السلام پس از شمردن اوصاف قضات نادان و مبتلا به بيمارى خودپرستى ، مى شورد و با ناله اى كه از اعماق دلش برمى آيد ، از گفتار و كردار و انديشههاى اين تبهكاران شكايت به خدا مى برد پروردگارا ، مگر اينان انسان نيستند ، مگر مشيت بالغهء تو گوش و چشم و عقل و وجدان در اينان به وجود نياورده است مگر قوانين و مبانى كمالبخش عالم هستى اين موجودات را تا حد سرفصل كمال حركت نداده است آخر ناديده گرفتن اين همه عظمتها و آيات سازنده براى چيست اين همه خصومت