ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٢٤ - ١٢ - رواياتى كه يكى از منابع احكام است ، در برابر پندارهاى بىمحاسبهء او چنان بىارزش و مورد بىاعتنائى است كه گياه خشكيده در برابر بادهاى طوفانى
هيچ سنگى توالد نمى كند پس انسان توالد نمى كند اين شكل از نظر فعاليت عقل نظرى كاملا صحيح است ، ولى مى دانيم كه انسان سنگ نيست ، يعنى مادهء خام اين شكل غلط است . بجهت بركنار بودن صحت و بطلان مواد خام از فعاليت عقل نظرى بوده است كه فلاسفهء همه جانبه نگر و حكماء و عرفاء انتقادهاى سختى از عاشقان عقل نظرى نمودهاند :
< شعر > عقل بند رهروان است اى پسر آن رها كن ره عيان است اى پسر عقل سر تيز است و ليكن پاى سست ز ان كه دل ويران شدست و تن درست او ز شر عامه اندر خانه شد او ز ننگ عاقلان ديوانه شد آزمودم عقل دورانديش را بعد از اين ديوانه سازم خويش را از رهبرى عقل به جائى نرسيديم پيچيده تر از راه بود راهبر ما < / شعر > و اين نظرات انتقادآميز به وظيفهء اصلى عقل نظرى متوجه نيست و نمى خواهد اين قدرت بسيار عالى را منكر شود ، بلكه منظور تعيين حدود و مبانى كار عقل نظرى است . علت اصلى اين كه پيشوايان و فقهاى عالم تشيع رأى و استحسان و قياس را مردود شناختهاند ، همين مسئلهء عقل نظرى است كه بطور مختصر مطرح كرديم . برگرديم به توضيحى در بارهء روايات . بررسىهاى سندى و مفاهيم مطابقى و تضمنى و التزامى الفاظ روايات و مباحث مربوط به تعارض و ترجيحات و موقعيتى كه روايت در آن صادر شده است ، به قدرى با اهميت و جدى است كه با اندك مسامحه در آنها حقايق اسلامى مشوش مى گردد .
بهمين علت است كه محققان اسلامى علمى مخصوص بنام علم حديث و علم درايه را به وجود آوردهاند .
قاضى نادان كارى با اين مسائل ندارد ، همين كه ببيند يا بشنود كه روايتى چنين و چنان مى گويد ، اگر ظاهرش موافق پندارهاى بىاساسش بوده باشد ، دو دستى بهمان ظاهر مى چسبد و اعتنائى به دهها مسائل كه ممكن است