ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٨٥ - اوصاف متصديان ناشايستهء حمايت از جان و مال مردم ١ - بدور خود مى پيچند
بدانند كه گام به آفرينش تازه خواهند گذاشت ) .
( ما نَنْسَخْ مِنْ آيَةٍ أَوْ نُنْسِها نَأْتِ بِخَيْرٍ مِنْها أَوْ مِثْلِها ) [١] .
( ما هيچ آيت و علامتى را از بين نمى بريم يا او را از يادها نمى بريم ، مگر اين كه بهتر از آن يا مثل آنرا جانشينش مى سازيم ) .
پس يقين بايد كرد كه آنچه از درياى فيض الهى به جريان مى افتد ، خشك شدنى نيست . از آن لحظه كه آدمى در جويبار زندگى قرار مى گيرد ، مادامى كه خود به جهت پليديها و نابكاريها از آن جويبار بيرون نيايد ، راهى درياى ابديت مى گردد ، زيرا آنچه كه از بالا شروع شده است و استعداد برگشت به سوى بالا را دارد ، در پائين پايان نمى پذيرد . همچنان آدمى كه بوسيلهء دو بال عقل و وجدان و با نيروهاى گوناگون طبيعت كه خدا در اختيار او قرار داده و براى چشيدن طعم زندگى و وصول به حيات معقول ، مورد عنايتش قرار داده است ، نه از روى احتياج عنايتش را از او سلب ميكند و نه از روى پشيمانى ، بلكه هر اندازه كه آدمى در تكاپو براى وصول به حيات معقول كه قطعا به حيات ابدى پيوسته است ، بيشتر و بهتر احساس تعهد نموده و در عمل به آن ، مى كوشد ، شايستگى عنايت ربانى را بيشتر و بهتر بدست مى آورد .
بنا بر اين ، مورد عنايت خداوندى بودن ، يعنى شايستگى پيوستن به شعاع عظمت الهى . كه هيچ علتى براى از بين رفتن اين پيوستگى وجود ندارد ، جز آنكه خود بار ديگر از همان طنابى كه گرفته و ببالا صعود كرده است ، رو به پائين بيايد . به عبارت ديگر راهزن راه خود به سوى كمال باشند و به خود واگذاشته شوند :
< شعر > اندك اندك راه زد سيم و زرش مرگ و جسك نو فتاد اندر سرش عشق گردانيد با او پوستين مى گريزد خواجه از شور و شرش < / شعر >
[١] - البقرة آيهء ١٠٦