ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٣٢١ - فهرست مطالب
فهو من لبس الشبهات فى مثل نسج العنكبوت لا يدرى اصاب ام اخطأ فان اصاب خاف ان يكون قد اخطأ و ان اخطأ رجا ان يكون قد اصاب ٢١٦ ٨ - فهم و درك نادان شبيه به قضاوت مگس ناتوانى است كه در تارهاى عنكبوت مشكلات گرفتار مى گردد ٢١٦ جاهل خباط جهالات عاش ركاب عشوات لم يعض على العلم بضرس قاطع ٢١٨ ٩ - با قيافه اى عالمانه غرق در جهالتها ٢١٨ يذرو الروايات ذرو الريح الهشيم ٢٢٢ ٩ - رواياتى كه يكى از منابع احكام است در برابر پندارهاى بىمحاسبه او چنان بىارزش و مورد بىاعتنائى است كه گياه خشكيده در برابر بادهاى طوفانى ٢٢٢ لا مليئى و الله باصدار ما ورد عليه ٢٢٥ ١٠ - اين نادان در مسائلى فرو مى رود كه توانائى بيرونآمدن از آنها را ندارد ٢٢٥ و لا اهل لما قرظ به ٢٢٥ ١١ - اين قاضى ما سرى مثل سر شير دارد ابروهائى مانند كمان سام نريمان چشمانى مانند كاسه شراب ٢٢٥ لا يحسب العلم فى شيئى مما انكره و لا يرى ان من وراء ما بلغ مذهبا لغيره ٢٢٨ ١٢ - در باره چيزى كه از روى نادانى انكارش كرده است نه دانشى ديگر سراغ دارد و نه نظرى از ديگر صاحبنظران ٢٢٨ و ان اظلم عليه امر اكتتم به لما يعلم من جهل نفسه ٢٢٩ ١٣ - نادانى بشرى موقعى به تباه كننده ترين مرحله مى رسد كه انسان نادان آنرا بپوشاند ٢٣٠ تصرخ من جور قضائه الدماء و تعج منه المواريث ٢٣١ ١٤ - نتايج بيدادگرى قضات نادان ريخته شدن خونهائى است بناحق ، ربوده شدن ارثهائى است بناحق ، اهانت و جريحه دارشدن شخصيتهايى است بناحق ، ساقط شدن ارزش كارها است بناحق ٢٣١ الى الله اشكو من معشر يعيشون جهالا و يموتون ضلالا ٢٣٣ ١٥ - زندگى در جهالت مرگ در ضلالت را به دنبال دارد ٢٣٣ ليس فيهم سلعة ابور من الكتاب اذا تلى حق تلاوته و لا سلعة انفق بيعا و لا اغلى ثمنا من الكتاب اذا حرف عن مواضعه ٢٣٤ ١٦ - قرآن بسيار با ارزش است بشرط آنكه آياتش موافق دانستههاى محدود و خواستههاى خود طبيعى آن نابخردان بوده باشد ٢٣٤ و لا عندهم انكر من المعروف و لا اعرف من المنكر ٢٣٥