ترجمه و تفسير نهج البلاغه
(١)
ترجمهء بقيهء خطبهء شانزدهم
٣ ص
(٢)
تفسير عمومى بقيه خطبهء شانزدهم
٧ ص
(٣)
بهشت و دوزخ
٨ ص
(٤)
ارزش دوم
١٨ ص
(٥)
هيچ كس كارى را بدون توقع نتيجه انجام نمى دهد
١٩ ص
(٦)
گروه دوم
٢٢ ص
(٧)
گروه سوم
٢٥ ص
(٨)
گروه چهارم
٢٧ ص
(٩)
گروه پنجم
٢٨ ص
(١٠)
عمل عامل افزايش معرفت
٢٩ ص
(١١)
گروه ششم
٣٠ ص
(١٢)
عامل محبت اصيل انسانها به يكديگر ، ايمان و عمل صالح است
٣١ ص
(١٣)
چهار عنصر اساسى محبت
٣٣ ص
(١٤)
گروه هفتم
٤٣ ص
(١٥)
گروه هشتم
٤٤ ص
(١٦)
تجسم كار و كوشش و حتى فعاليتهاى درونى در ابديت گروه نهم
٤٦ ص
(١٧)
ارزش انسانى كار در مكتب اسلام
٤٨ ص
(١٨)
متفكر بزرگ اسلامى عبد الرحمن بن خلدون در پرتو منابع اسلامى براى اولين بار در تاريخ علوم اقتصادى و اجتماعى ارزش كار را از ديدگاه علمى مطرح مى كند
٥٥ ص
(١٩)
توضيحاتى مربوط به نظريات ابن خلدون در بارهء كار و ارزش آن
٦٠ ص
(٢٠)
2 - حيات مستهلك در خواستههاى مهار نشده
٦٣ ص
(٢١)
مقدمه اى براى حل معماى اصالت فرد يا اجتماع يا هر دو
٦٧ ص
(٢٢)
رزق و اندوخته ها
٦٨ ص
(٢٣)
1 - ثروت اندوخته از ديدگاه اسلام
٧٠ ص
(٢٤)
2 - مواد معيشت و هر پديدهء مفيد به حيات انسانها نبايد در اختيار احمقان خودكامه قرار بگيرد
٧٢ ص
(٢٥)
3 - احتكار ممنوع است
٧٣ ص
(٢٦)
4 - ممنوعيت جريان غير منطقى در اموال
٧٤ ص
(٢٧)
اسراف عامل اخلالگر همهء شئون اقتصادى و اجتماعى
٧٦ ص
(٢٨)
اسراف پديده ايست كه در دو شكل مى تواند جامعه را به تباهى بكشاند
٧٧ ص
(٢٩)
بحثى در ادعاى آنان كه مى گويند اسلام در تنظيم شئون اقتصادى به نصيحت اخلاقى قناعت ورزيده است
٨٠ ص
(٣٠)
اختلاف مردم در بهره بردارى از رزق
٨٢ ص
(٣١)
مسئله سوم - ارزش همهء موضوعات مفيد و كالاها و اندوختهها ، يا ارزش اكثر آنها معلول كار آدمى است
٨٦ ص
(٣٢)
ماهيت كار انسانى
٨٨ ص
(٣٣)
مقدمه اى بر مقياس تعيين ارزش كارها
٨٩ ص
(٣٤)
تقسيم مباحث كار و ارزش آن به منطقههاى سه گانه
٩٥ ص
(٣٥)
1 - منطقهء « اقتصادى محض »
٩٦ ص
(٣٦)
2 - منطقه اقتصادى - اجتماعى
٩٧ ص
(٣٧)
منطقه سوم - اقتصادى - انسانى
١٠٠ ص
(٣٨)
5 - كار فكرى هنرى
١٠٥ ص
(٣٩)
6 - فعاليت فكرى سياسى
١٠٦ ص
(٤٠)
7 - كار فكرى اكتشافى
١٠٧ ص
(٤١)
حيات معقول چه معنى دارد
١٠٩ ص
(٤٢)
اصل يكم
١١١ ص
(٤٣)
مقدمه اى براى توضيح علمى كار در جريان حيات و پديدههاى آن
١٢٢ ص
(٤٤)
نظرى بر مسير حيات در دوران معاصر
١٢٤ ص
(٤٥)
نوع دوم - ارزش مبادله اى
١٣٩ ص
(٤٦)
نوع چهارم - ارزشهاى فوق مبادله اى
١٤٢ ص
(٤٧)
ايده ئولوژى اسلامى طبيعت واقعى انسان را در مسير جادهء وسط رو به تكامل به حركت در مى آورد
١٤٣ ص
(٤٨)
آيا طبيعت انسانى شر است يا خير ، يا داراى هيچ يك از آن دو خصوصيت نيست
١٤٥ ص
(٤٩)
عقايد اسلامى حد وسط است
١٤٨ ص
(٥٠)
احكام و تكاليف اسلامى حد وسط است
١٥١ ص
(٥١)
آنچه را كه نداريم ادعا نكنيم و اگر از يأس و سقوط گريزانيم افترا نزنيم
١٥٣ ص
(٥٢)
ستيزه با حق و حقيقت ، ستيزه با خويشتن است
١٥٧ ص
(٥٣)
خودشناسى و ارزيابى خويشتن
١٥٩ ص
(٥٤)
احساس استقلال مطلق در ارزيابى خويشتن
١٦٢ ص
(٥٥)
هنگامى كه داد و فرياد به ضرر جامعه تمام مى شود ، سكون بهترين حركتها است
١٦٤ ص
(٥٦)
اصلاح ميان انسانها از بزرگترين عبادتها است
١٦٧ ص
(٥٧)
در فكر بازگشت به خويشتن براى نوسازى خود باشيد
١٦٩ ص
(٥٨)
چون همهء خيرات از خدا است و هيچ شر و فسادى به خدا مستند نيست ، پس حمد مر خدا راست و چون شر و فساد اختيارى به خود انسانها مستند است ، پس ملامت مر نفس آدمى را است
١٧٣ ص
(٥٩)
ترجمهء خطبهء هفدهم
١٧٩ ص
(٦٠)
تفسير خطبهء هفدهم
١٨٣ ص
(٦١)
اوصاف متصديان ناشايستهء حمايت از جان و مال مردم 1 - بدور خود مى پيچند
١٨٤ ص
(٦٢)
2 - خودمحور خودرو اعتدال را نمى شناسد و اگر هم بشناسد ، در آن مسير حركت نمى كند
١٨٨ ص
(٦٣)
3 - خودمحوران از بدعتگذارى ، يعنى گريختن از اصل و پيداكردن اشخاص مستعد براى گمراهى شادمان مى شوند
١٨٩ ص
(٦٤)
4 - خودمحوران هم مجرمند و هم عامل جرم ديگران
١٩٢ ص
(٦٥)
مبحث يكم
١٩٨ ص
(٦٦)
2 - اين نادانان ضد روشنائىها هستند
٢٠٣ ص
(٦٧)
3 - براى اين نادانان خودپرست برقرارى صلح و صفا در ميان مردم ، دوزخى است سوزان كه زبانه هايش همهء سطوح موجوديت آنان را فرامى گيرد
٢٠٥ ص
(٦٨)
4 - انساننماها همواره در استخدام نادانان خودمحورند ، كه نادانى آنانرا دانائى بدانند و دانائى جلوه بدهند
٢٠٦ ص
(٦٩)
5 - خودمحوران وسيله اى براى برانگيخته شدن فتنه ها
٢٠٨ ص
(٧٠)
6 - تباه سازى خودمحوران كه در دوران زندگى ، پيشتازان گمراهىها هستند ، پس از مرگ با سايه هائى كه از خود در مغزها و دلهاى پيروان ساده لوح ايجاد كردهاند ، ادامه مى يابد
٢٠٩ ص
(٧١)
7 - نادانان خودپرست به اندوختن چيزهائى عشق مى ورزند كه اندكش بهتر از بسيارش است
٢١٠ ص
(٧٢)
8 - نادان خودپرست موقتا شكمش را از گنديدهها پر كرده ، به قضاوت مى نشيند
٢١٢ ص
(٧٣)
9 - حل مشكلات به وسيلهء پندارهاى بيهوده و فرسوده
٢١٣ ص
(٧٤)
10 - فهم و درك نادان شبيه به قضاوت مگس ناتوانى است كه در تارهاى عنكبوت مشكلات گرفتار مى گردد
٢١٦ ص
(٧٥)
11 - با قيافه اى عالمانه غرق در جهالتها
٢١٨ ص
(٧٦)
12 - رواياتى كه يكى از منابع احكام است ، در برابر پندارهاى بىمحاسبهء او چنان بىارزش و مورد بىاعتنائى است كه گياه خشكيده در برابر بادهاى طوفانى
٢٢٢ ص
(٧٧)
13 - اين نادان در مسائلى فرو مى رود كه توانائى بيرونآمدن از آنها را ندارد
٢٢٥ ص
(٧٨)
14 - اين قاضى ما سرى مثل سر شير دارد ابروهائى مانند كمان سام نريمان ، چشمانى مانند كاسهء شراب
٢٢٦ ص
(٧٩)
15 - در بارهء چيزى كه از روى نادانى انكارش كرده است نه دانشى ديگر سراغ دارد و نه نظرى از ديگر صاحبنظران
٢٢٨ ص
(٨٠)
16 - نادانى بشرى موقعى به تباه كننده ترين مرحله مى رسد كه انسان نادان آنرا بپوشاند
٢٣٠ ص
(٨١)
17 - نتايج بيدادگرى قضات نادان ، ريخته شدن خونهائى است بناحق ، ربوده شدن ارثهائى است بناحق ، اهانت و جريحه دارشدن شخصيتهائى است بناحق ، ساقط شدن ارزش كارها است بناحق
٢٣١ ص
(٨٢)
18 - زندگى در جهالت مرگ در ضلالت را به دنبال دارد
٢٣٣ ص
(٨٣)
19 - قرآن بسيار با ارزش است ، بشرط آنكه آياتش موافق دانستههاى محدود و خواستههاى خود طبيعى آن نابخردان بوده باشد
٢٣٤ ص
(٨٤)
20 - براى خودپرستان خودمحور ملاك خوبى هر چيز مطابقت كيفيت و كميت آن چيز با هدفگيريهاى آنان است و ملاك بديها عدم موافقت هر چيز با هدفگيرى آنان ميباشد
٢٣٥ ص
(٨٥)
ترجمهء خطبهء هيجدهم
٢٤١ ص
(٨٦)
تفسير عمومى خطبهء هيجدهم
٢٤٥ ص
(٨٧)
4 - تقيد به اصول و عقايد خاص كه قاضى و مجتهد آنها را پذيرفته اند
٢٤٨ ص
(٨٨)
رهبر چگونه مى تواند آراء مختلف قضات را تصويب نمايد
٢٥١ ص
(٨٩)
سرتاسر قرآن دستور به وحدت و تهديد در بارهء اختلاف است
٢٥٣ ص
(٩٠)
مگر مى خواهند با آن آراء ساخته و پرداخته نقص دين الهى را جبران كنند
٢٥٥ ص
(٩١)
اين قضات با خداوند شركت در قانونگذارى ندارند
٢٥٨ ص
(٩٢)
هيچ انسانى مانند پيامبر اكرم عظمت وجدى بودن لزوم اداى امانت رسالت را درك نكرده است
٢٥٩ ص
(٩٣)
2 - عدم تناقض در آيات قرآنى
٢٦٤ ص
(٩٤)
3 - نفوذ شگفتانگيز معانى آيات قرآنى در همهء سطوح روانى آدمى
٢٦٥ ص
(٩٥)
4 - عمق معانى قرآن
٢٦٦ ص
(٩٦)
ترجمهء خطبهء نوزدهم
٢٧٥ ص
(٩٧)
تفسير عمومى خطبهء نوزدهم
٢٧٧ ص
(٩٨)
آنجا كه پستترين فردى به تكامليافته ترين انسان تعيين تكليف مى كند
٢٧٨ ص
(٩٩)
عمومى ترين مختص بىشخصيتى اينست كه بر همهء اصول و معتقدات طغيان مى كند
٢٨٧ ص
(١٠٠)
ترجمهء خطبهء بيستم
٢٩٥ ص
(١٠١)
تفسير عمومى خطبهء بيستم
٢٩٧ ص
(١٠٢)
در برابر جهان اسرارآميز پس از مرگ با پندارهاى بىاساس خود را تسليت ندهيم
٢٩٨ ص
(١٠٣)
ديرى نمى گذرد كه پرده از جلو ديدگان شما بركنار مى شود
٣٠٢ ص
(١٠٤)
ببينيد و بشنويد و راه رشد و كمال را پيش گيريد
٣٠٤ ص
(١٠٥)
مى بايست تجارب روزگاران و قانون عليت ما را از حيات معقول برخوردار مى ساخت ، ولى
٣٠٦ ص
(١٠٦)
تبليغ رسالت الهى تنها شايسته پيامبران است
٣٠٧ ص
(١٠٧)
نوع دوم - رسالت كلى
٣١٠ ص
(١٠٨)
فهرست مطالب
٣١٥ ص
(١٠٩)
فهرست آيات
٣٢٥ ص
(١١٠)
فهرست روايات
٣٣٠ ص
(١١١)
فهرست اشخاص
٣٣٢ ص
(١١٢)
فهرست مآخذ
٣٣٥ ص
(١١٣)
فهرست قبائل
٣٣٦ ص
(١١٤)
فهرست مكانها
٣٣٧ ص
 
٠ ص
١ ص
٢ ص
٣ ص
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص

ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢١٦ - ١٠ - فهم و درك نادان شبيه به قضاوت مگس ناتوانى است كه در تارهاى عنكبوت مشكلات گرفتار مى گردد


كه متصدى حل دو مجموعه از پيچيدگيها گشته است .
اين بازيگرى خطرناك در هر دو مجموعه ، از نظر هدفگيريها و انتخاب وسيله‌ها امكانپذير مى باشد . در اين بازيگريها است كه شخص نادان انديشه‌هاى بىاساس و لاطائلات و خيالات بيهودهء خود را در معرض بهره بردارى قرار خواهد داد . بدتر از همه آنها قطعكردن به محصول چنين انديشه‌ها و لاطائلات و خيالات است كه او را وادار ميكند با تمام پرروئى حكم و رأى خود را بدهد ٢١ ، ٢٤ - فهو من لبس الشّبهات في مثل نسج العنكبوت لا يدرى اصاب ام اخطأ فإن اصاب خاف ان يكون قد اخطأ و ان اخطأ رجا ان يكون قد أصاب ( فهم و درك اين نادان همانند آن مگس ناتوان است و مشكلات چونان تارهاى عنكبوت كه مگسوار در آن تارها گرفتار مى شود و راه خلاصى ندارد . اگر حكمش مطابق واقع بوده باشد از آن مى ترسد كه مرتكب خلاف واقع گشته است و اگر به خطا رفته است ، اميد دارد كه حكمش مطابق واقع بوده باشد .
١٠ - فهم و درك نادان شبيه به قضاوت مگس ناتوانى است كه در تارهاى عنكبوت مشكلات گرفتار مى گردد اين تشبيه بديع را كه امير المؤمنين عليه السلام در بارهء فهم و درك قضات نادان بيان مى كند ، در همهء نادانان كه وارد ميدان مشكلات مى شوند ، صدق مى كند . پيش از توضيح اين مسئله نكتهء مهمى را كه در تشبيه مزبور وجود دارد متذكر مى شويم : « تشبيه مشكلات به تارهاى عنكبوت » بنظر مى رسد كه مقصود بىاساس بودن مشكلات در برابر حقايق و واقعيات انسانى است كه از استحكام و پايدارى مستند به قانون برخوردار مى باشند . عواملى كه واقعيتى را به صورت مشكل در مى آورند ، عبارتند از جهل به موضوعات و احكام و يا خودخواهيها