ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٨٩ - مقدمه اى بر مقياس تعيين ارزش كارها
شخص ديگر . اين تعريف بر همه كارها قابل تطبيق است . مثلا اگر كار را از ديدگاه اقتصادى در نظر بگيريم ، خواهيم ديد : كار حركتى است آگاهانه و داراى تاثير در مواد اوليه كه آنها را براى مفيدبودن در معيشت آدمى دگرگون مى سازد . كار در تعليم و تربيت آن حركات فكرى و بيانى آگاهانه است كه در وضع مغزى و روانى انسانهاى مورد تعليم و تربيت تاثير مفيد به وجود مى آورد .
مقدمه اى بر مقياس تعيين ارزش كارها توجه به يك مقدمه پيش از بررسى مقياس ارزش كارها لازم است : قرون و اعصار گذشته شاهد تكاپوها و فداكارىهايى بىشمار در راه اثبات ارزش و حق كار و دريافت آن بوده است . عمدهء اين تلاشها و تقلاها بر دو عامل اساسى تكيه مى كند : عامل يكم - خود مردم فعال و كارگر كه انرژيهاى فكرى و عضلانى خود را مستهلك مى ساختند و محصولات با ارزش ضرورى يا تجملى را بوجود مى آورند . البته اين نكته هم مسلم است كه تكاپوها و فداكارىهاى دسته جمعى و تشكل يافتهء رسمى براى اثبات ارزش و حق كار و دريافت آن ، در دو قرن اخير صورت گرفته است ، زيرا اين گونه تكاپو احتياج دارد به مطرح شدن طبقه اى به عنوان كارگر و فعال كه موقعيت خود را دريافته باشد و اين پديدهء موقعيتيابى از دوران به وجود آمدن كارگاههائى آغاز مى شود كه عده اى از افراد به طور متشكل مشغول كار شدهاند . درست است كه در اعصار باستانى نيز كارها و فعاليتهاى دسته جمعى صورت گرفته است ، مانند ساختمانهاى قدرتمندان ، و مانند اهرام فراعنهء مصر و تخت جمشيد و بعضى از دانشگاههاى اروپا و تاجمحل و غيره ، ولى در آن دورانها به علل گوناگون ، احراز موقعيت براى طبقه اى به عنوان كارگر و مردم فعال وجود نداشته است . از آن جمله :