ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٦ - بهشت و دوزخ
موقعى كه با آگاهى به معناى آنها مطرح مى شود ، حتما پاى انسان نادانى به ميان آمده است كه نمى خواهد به جهل خود اعتراف نمايد .
لذا مى توان گفت : كلماتى مانند تصادف و شانس و بخت و اتفاق ، ساختهء تكبر مردم نادان بوده روپوشى به جهالتهاى بشرى مى باشند .
٣ - گاهى فرد يا اجتماعى از انسانها كارى را با در نظر داشتن نتيجهء معينى انجام مى دهند ، نتيجهء مفروض به جهت عواملى كه مزاحم بروز آن مى باشند ، در زمان و موقعيت پيشبينى شده به وجود نمى آيد ، ولى در عين حال در سطوح زيرين واقعيات و رويدادها ، به وجود و تقويت خود ادامه مى دهد و پس از گذشت زمانى يا در موقعيت ديگرى نتيجهء مفروض را به تنهائى يا مخلوط با نتايج ديگرى ابراز مى كند و عاميان بىاطلاع از حقيقت آن كار ، نتيجهء مزبور را به شانس و بخت و اتفاق نسبت مى دهند .
مطلب سوم كه اكنون مطرح كرديم ، اگر چه شباهتى به مطلب يكم دارد ، ولى تفاوتى ميان آن دو وجود دارد كه بايد در نظر گرفته شود . آن تفاوت اينست كه در مطلب يكم ، نتايج مغفوله بطور مستقيم ، با كار انجام شده مربوط بوده ، بدون احتياج به گذشت زمان يا دگرگونى موقعيت ، بروز مى كنند ، در صورتى كه در مطلب سوم نتايج مغفوله به طور مستقيم و بدون فاصلهء زمانى و دگرگونى موقعيت به وجود نمى آيند ، بلكه به گذشت زمان و سپرى شدن تحولات نياز دارند .
٤ - عوامل ماوراى نمودهاى طبيعى كه محسوس نيستند ، در شيوع و رواج مفاهيم تصادف و شانس و بخت ، نقش قابل توجهى دارند . اين گونه عوامل از نيروها و فعاليتهاى روانى آدميان سرچشمه مى گيرند . معمولا چنين است كه ما نتايج و خواص فعاليتها و انفعالهاى روانى را در نمودهائى منحصر مى كنيم كه در دنبال آنها ظاهر مى شوند و گمان مى كنيم كه هرگونه فعاليتى نتيجه اى مشابه خود را فورا به وجود مى آورد ، در صورتى كه ممكن است