ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٥ - بهشت و دوزخ
< شعر > گفت معشوقم تو بودستى نه آن ليك كار از كار خيزد در جهان < / شعر > و مضمون بيت زير از شاعر ديگر :
< شعر > بختم نگر كه طوطى طبعم پى لبت بر بوى پسته آمد و بر شكر اوفتاد < / شعر > در حقيقت نامگذارى اين موارد به بخت و شانس ، ناشى از جهل و بىاطلاعى ما از ابعاد و استعدادهاى متعدد كاريست كه انجام دادهايم و ناشى از موضعگيرى ما است كه در آن قرار گرفتهايم .
٢ - رويدادهاى پيشبينى نشده كه خود در مجراى قانون عليت ، تحقق پيدا مى كنند ، و در منطقهء مالكيت و اختصاص انسان قرار مى گيرند ، با شانس و بخت و اتفاق تفسير مى شوند ، ولى چنانكه گفتيم : در اين جهان هستى هيچ پديده و رويدادى بدون قانون به وجود نمى آيد ، اين جهل و بىاطلاعى ما است كه رويدادهاى پيشبينى نشده را به تصادف و بخت نسبت مى دهيم . تاريخ نويسان عامى حركت آن ابر سياه پرباران را كه شبانه در واترلو باريد و يكى از اساسىترين عوامل شكست ناپلئون را فراهم آورد ، به تصادف و بدبختى ناپلئون نسبت دادهاند ، در صورتى كه تشكل اجزاى ابر و حركت آن در مسير معين و رسيدنش به فضاى واترلو و ريختن باران در آن جبهه ، همه و همه از قوانين جبرى طبيعت پيروى كرده ، پيش آمدن آن رويداد را حتمى ساخته بود .
آنچه كه عامل گرفتارى ناپلئون در آن رويداد بود ، جهل و عدم محاسبهء او در بارهء فضا و ابر آن جبهه بود . اين نكته جالب است كه اگر لشكركشى ناپلئون به واترلو وجود نداشت بلوخر و ولينگتون با سپاهيان كلان در آن رويداد شركت نمى داشتند و به عبارت ساده تر اگر واترلو آن روز مانند روزها و ساليان گذشته و آينده ، خالى از ناپلئون و بلوخر و ولينگتون و سپاهيانشان بود و قطعهء ابر سياهى مى آمد و مى باريد ، هيچ كس جرئت نمى كرد بگويد كه : در فلان شب تصادفا قطعهء ابر سياهى در فضاى واترلو پيدا شد و باريدن گرفت .
بهمين جهت است كه بايد قبول كرد كه موضوع تصادف و بخت و شانس