ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٣ - بهشت و دوزخ
٣٠ ، ٣٢ - ساع سريع نجا و طالب بطىء رجا و مقصّر في النّار هوى [ سه گروه مردم : ] ( تكاپوگر پويا كه نجات پيدا مى كند و جويندهء كندرو كه براى او اميدى هست و مقصريست كه سقوطش در آتش است ) .
اگر جهان اينست كه ما مى بينيم و اگر انسان همين است كه با موجوديتش آشنائى داريم ، هيچ راهى براى به ثمر رسانيدن شخصيت آدمى جز كوشش و تكاپو وجود ندارد .
< شعر > اندرين ره مى تراش و مى خراش تا دم آخر دمى فارغ مباش دوست دارد يار اين آشفتگى كوشش بيهوده به از خفتگى گر چه رخنه نيست در عالم پديد خيره يوسفوار مى بايد دويد < / شعر > ( مثنوى ) دو ارزش فلسفى كار و كوشش در زندگى و بحثى در معناى شانس و بخت و اتفاق
دو ارزش فلسفى كار و كوشش در زندگى و بحثى در معناى شانس و بخت و اتفاق ارزش يكم
ارزش يكم - مسلم است كه تنها وسيلهء به دست آوردن محصول و نتيجه ، كار و كوشش است كه بايد انجام داد . اين قانون پايدار در هيچ نقطه اى از تاريخ حيات و در هيچ يك از شئون انسانى ، استثنائى ندارد .
آن ساده لوحان كه دست يافتن بعضى از مردم را به برخى از موضوعات بدون كار و كوشش ، استثناء و يا نقض قانون مزبور تلقى مى كنند و شانس و بخت و اتفاق را مانند واقعيت مى پذيرند ، از دو نكتهء مهم غفلت مى ورزند : يكى اين كه - امتيازات و منافعى را كه گاهگاهى بعضى از انسانها بدون تلاش به دست مى آورند ، چنين نيست كه معلولهائى باشند كه بدون علت در اختيار آنان قرار گرفته باشند .
توضيح اين كه هيچ واقعيتى در اين جهان بدون علت به وجود نمى آيد ، نهايت اينست كه به جهت موضعگيرىهاى مخصوصى كه داريم ، گاهى عوامل آن رويدادها را درك مى كنيم و گاهى آن عوامل از حيطهء موضعگيرى ما بيرون است و آنها را درك نمى كنيم ، ولى مسلم است كه به وجود آمدن هر رويدادى