ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٣٤ - چهار عنصر اساسى محبت
يك سلام متعارفى تا محبت ناشى از كارى كه موجب نجات انسانهائى از مرگ در فجيعترين وضع انجام گرفته است داراى مفهوم مشترك از اين پديده مى باشد ، ولى مى توان گفت : چنانكه آن دو در شدت و ضعف و پايدارى و موقتبودن متفاوتند ، همچنين از نظر كيفيت هم فاصلهء زيادى با يكديگر دارند ، اگر چه يك مفهوم وسيع جامع آن دو و ساير اقسام محبت را در بر مى گيرد .
عنصر چهارم - انگيزهء محبت است . اين عنصر تعيين كنندهء چگونگى ارزش است .
اصول انواع انگيزههاى محبت به قرار زير است : ١ - مقدارى از انگيزههاى محبت وابسته به قوانين جبرى است كه در طبيعت انسانها وجود دارد ، مانند قانون مادرى و كودكى . هر يك از طرفين محبت خاصى به ديگرى دارد ، بدون اين كه احتياجى به آگاهىهاى عالى ، و درك و دانشهاى ديگرى جز همان وصف مادرى و فرزندى ، وجود داشته باشد .
٢ - در ميان انگيزههاى طبيعى محبت ، نوعى از عوامل وجود دارند كه آنها را عوامل احتياج ، تعبير مى كنيم . كسى كه احتياجش به وسيله فرد يا گروه و جامعه اى برطرف مى گردد ، بدون ترديد محبتى در بارهء آنها پيدا مى كند .
بدان جهت كه انگيزهء محبت در اين موارد ، برطرف شدن احتياج است ، ارزشى جز طبيعى بودن وضع روانى شخصى كه محبت مى ورزد ، ندارد . چنانكه در نوع يكم از انگيزههاى محبت ، عظمت و ارزشى جز همان طبيعى بودن وضع روانى مادر و فرزند ، چيزى وجود ندارد ، زيرا اگر افعى هم داراى حالت حيات طبيعى بوده باشد همين علاقه را با كودكانش خواهد داشت .
٣ - نوعى ديگر از انگيزههاى محبت وجود دارد كه جلب سود از ديگران مى باشد . مسلم است كه دستيافتن به سود بهر معنا كه باشد ، موجب محبت به كسانى مى شود كه به شخص مفروض سودى بخشيدهاند .