ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٣٥ - چهار عنصر اساسى محبت
٤ - قسم ديگرى از عوامل محبت داريم كه نوعى از خواستههاى روانى ما را بر مى آورد . مانند زيبائى كه به طور كلى يكى از خواستههاى ما است . و مانند محبت است كه به طور متقابل در ما محبت به وجود مى آورد .
بايد بگوئيم كه اين نوع انگيزهها اگر چه به طور مستقيم از امور مادى محض نيستند ، بدانجهت كه برآورندهء نيازهاى روانى ما مى باشند ، مانند نوع دوم از انگيزهها هستند كه ارزشى جز كشف از طبيعىبودن روان انسانى ندارند . بنا بر اين ملاحظات ، نوع دوم و سوم از انگيزهها هيچ ارزشى را جز معامله گرى آدمى نشان نمى دهند . و نوع يكم و چهارم هم نشاندهندهء وضع طبيعى روان آدمى است كه داراى ريشههاى جبرى است .
پس كدام است آن محبتى كه ارزشى ذاتى و مستقل از سودجوئىها و جبر روانى آدمى دارد اين محبت در كدام انسانى پيدا مى شود كه والاتر از فرشتگان است كجا است آن محبتى كه عاليترين و محركترين شعارهاى بشرى در بارهء آن گفته شده است آيا انسانها براى ابد از اين محبت محروم مانده ، تنها در كتابهاى ادبى و ذوقى ، لفظ آن را خواهند ديد و دل بدان خوش خواهند كرد براى پاسخ به اين سؤالات است كه ما اين جملهء : « عامل محبت اصيل انسانها ايمان و عمل صالح است » را عنوان مبحث قرار دادهايم . براى اثبات اين مدعا بهترين راه آن است كه ما دريافتهاى اصيل روانى خود را در بارهء محبت اصيل ، و خواص و انگيزههاى آن را با تحليل و تركيب منطقى واقعبينانه ( نه تجريد خشك و پيش ساخته ) تنظيم و مورد استنتاج قرار بدهيم : ١ - روشنترين و نخستين قضيه اى كه داريم اينست كه ما انسانها استعداد محبت ورزيدن را دارا مى باشيم .
٢ - قضيه ديگرى بهمين روشنائى داريم كه مى گويد : ما انسانها داراى