ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢١٤ - ٩ - حل مشكلات به وسيلهء پندارهاى بيهوده و فرسوده
كه با دانشها و بينشهاى متنوع مورد حل و فصل قرار مى گيرند . منطق واقعى اقتضاء ميكند كه نخست بايد ريشههاى اساسى مشكل را از ميان شناخته شدههاى قطعى و احتمالات بيرون كشيده و مشخص نمود . اين ريشهها ممكن است در ميان واقعيات و پديدههاى ديگرى كه امكان اختلاط با آنها وجود دارد ، گسترده باشد . جويندهء واقع مجبور است كه با هر وسيله اى كه قابل استفاده است ، آن ريشهها را از ميان امور مختلط جدا و مشخص نموده ، آغاز روييدن آن ريشهها و مقطعهاى زمانى را كه ريشهها در آنها تقويت يا تضعيف شدهاند ، دقيقا بدست بياورد . و ممكن است براى كشف واقعى يك مشكل كه نقطهء تمركزيافته اى از علل و معلولات است ، به بررسى نخستين موقعيت بسته شدن عناصر نطفهء مشكل تا لحظه اى كه ناظر حلكننده با آن مشكل در تماس است ، احتياج قطعى داشته باشد . روش حل مشكلات در پديدههاى جهان عينى بشكلى كه گفتيم به وسيلهء علوم متداول معمولا به نتيجهء رضايتبخش مى رسد . البته اين نكته را هم در نظر داريم كه شناخت ماهيت خود مشكل و واحدهاى علت و معلول و رويدادهاى همزمان و خواص مشترك با ديگر رويدادها و تعدد جوانب كه در متن يا پيرامون مشكل قرار دارند و همچنين ريشههاى بوجود آورندهء مشكل مفروض ، بيكنواخت نبوده و داراى اصول مشخص و ثابت نمى باشد . مخصوصا اگر مشكل واقعيتى در مجموعهء سيستمى باز باشد كه بازبودن آن سيستم ، احتياج به تماسهاى جديد و مستمر با مشكل داشته باشد و نيز نياز به ارزيابى و تجديد نظر در اصول و قوانينى داشته باشد كه پيش از ورود اجزاء سيستم در موقعيت جديد ، صحيح و ثابت تلقى مى گشته است .
حوادثى كه به وسيلهء انسانها به صورت مشكل در مى آيند ، چند عامل ديگر هم ممكن است در شدت ابهام پديدهء مشكل دخالت بورزند . مانند اراده ( خواستن ) ، خوددارى تا حد لجاجت و اقدام به عمل تا حد انجام خود عمل به