ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٤٣ - ايده ئولوژى اسلامى طبيعت واقعى انسان را در مسير جادهء وسط رو به تكامل به حركت در مى آورد
٣٣ ، ٣٧ - اليمين و الشّمال مضلَّة و الطَّريق الوسطى هى الجادّة عليها باقى الكتاب و آثار النّبوّة و اليها مصير العاقبة ( انحراف به راست و چپ گمراهى و جادهء حقيقى راه وسط است ، كتاب پايدار الهى و آثار نبوت و پايان سرنوشت انسانها روى آن جادهء متوسط است . ) ايده ئولوژى اسلامى طبيعت واقعى انسان را در مسير جادهء وسط رو به تكامل به حركت در مى آورد .
تاريخ بشرى شاهد بروز عقايد و مكتبهائى فراوان است كه مى خواهند طبيعت انسان را مطابق شرائط ذهنى خود تفسير نموده و زندگى تكاملى او را تعليم دهند . بدان جهت كه اين عقايد و مكتبها محصول فكر و موضعگيرىهاى خاص بنيانگذاران آنها بوده و هيچ يك از آنها توانائى شناخت طبيعت واقعى انسان و جاده اى را كه براى رسيدن به تكامل ، بايد روى آن حركت كند دارا نمى باشند . لذا هم در شناخت و تشخيص طبيعت واقعى انسان به افراط و تفريط افتادهاند و هم در تعيين جاده اى كه كاروان انسانى با پيمودن آن به مقاصد سازنده و تكاملى خويش مى رسد . پس افراط و تفريط در دو موضوع صورت گرفته است : موضوع يكم - شناخت انسان : ما در بارهء اين موضوع با افراط و تفريط - هاى زير كه جنبهء نمونه اى دارند روبرو هستيم : آنچه را كه در بارهء شناسائى انسان به دست آوردهايم ، كامل بوده هيچ نقطهء مجهولى در بارهء انسان نمانده است . اين يك افراط است كه وجود صدها مجهول در قلمرو تاريخ و هنرها و روانشناسى و هدفهائى كه تاكنون براى زندگى انسان عرضه شده است و زيربناهاى حقوقى و عوامل بروز شخصيتها و تمدنها و سقوط آنها و مسائل اقتصادى ، آنرا اثبات مى كند . در برابر اين افراط ، با چنين تفريطى روبرو هستيم كه مى گويد ، هيچ چيزى از انسان شناخته