ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٧٢ - ٢ - مواد معيشت و هر پديدهء مفيد به حيات انسانها نبايد در اختيار احمقان خودكامه قرار بگيرد
٢ - مواد معيشت و هر پديدهء مفيد به حيات انسانها نبايد در اختيار احمقان خودكامه قرار بگيرد .
( وَلا تُؤْتُوا السُّفَهاءَ أَمْوالَكُمُ الَّتِي جَعَلَ الله لَكُمْ قِياماً ) [١] ( و اموال خود را كه خداوند آنها را ركن برپادارندهء زندگى شما قرار داده است ، به مردم احمق مدهيد ) .
مخاطب در اين آيهء مباركه مردم مسلمان و عاقل مى باشند . آيا اين امكان وجود داشت كه مردم عاقل اختيار اموال خود را به مردم احمق معمولى بسپارند كه هيچ چيز نمى فهمند و براى آنان حيات و مادهء معيشت و كار و زحمت مفهومى ندارند آيا خنده آور نيست كه شما به يك فرد خردمندى بگوئيد كه مالى را كه با زحمت و كوشش براى ادامهء حيات خود به دست آورده اى به شخص احمق و ابله ( كسى كه اطلاعى از منطق حيات فردى و اجتماعى ندارد ، ) نسپاريد اين سفارش شما شبيه به اينست كه به يك انسان عاقل بگوئيد : اموال خود را به آتش مينداز و چون چنين احتمالى نمى رود ، پس ملاك دستور الهى كه در آيهء مورد بحث آمده است ، اينست كه مگذاريد « اموال و هر گونهء پديدهء مفيد كه ركن برپادارندهء حيات شما است ، در اختيار مردمى قرار بگيرد كه از عقل سليم كه حيات انسانها را با يكديگر مربوط مى داند ، محروم بوده ، اموال و كار و كوششهاى اقتصادى شما را از مجراى حيات اجتماعى منحرف نمايند . » آيا احمقى بدتر از اين سراغ داريد كه هوا و اشعهء خورشيد و آب و ساير پديدههاى برپادارندهء حيات را در احتكار خود قرار داده ، مردم را از حيات خود محروم بسازد مگر خداوند در آيهء مورد بحث اموال را قوام حيات اجتماع معرفى نموده است
[١] النساء آيهء ٥