ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٥٨ - اين قضات با خداوند شركت در قانونگذارى ندارند
( يا اين قضات شركاى خداوندى در حكمند كه آنان مى توانند مطابق راى خود بگويند و خداوند رضايت به حكم آنان بدهد ) اين قضات با خداوند شركت در قانونگذارى ندارند از آنجا كه همهء احكام و تكاليف اسلامى تابع مصالح و مفاسدى واقعى هستند كه همهء آنها را نمى توان با عقول معمولى درك كرد و از آنجا كه هيچ كس در هر مقامى هم كه باشد حق تسلط بر ديگرى ندارد ، خواه تسلط زور و قدرت و خواه تسلط قانونگذارى ، لذا وضع قانون در انحصار خداوندى است . معناى اين كه وضع قانون مخصوص بخدا است ، آن نيست كه سطحى نگران مى پندارند كه يك موجود بزرگ در گوشه اى از انحصار نشسته و احكام و تكاليفى را به مقتضاى خودخواهىهايش براى مردم وضع مى كند ، بلكه منظور اينست كه خداوند بىنياز مطلق كه حتى از سودرسانيدن به خودش بىنياز است ، همهء عوامل سود و زيان و نقص و كمال انسانها را ميداند و بوسيلهء احكام و تكاليفى كه به مردم ابلاغ ميكند ، آنانرا از نقص و زيان ، به سود و كمال واقعى اعتلاء مى بخشد . اين احكام و تكاليف هدفى بنام لذت نمى شناسد ، اگر چه از بهره - بردارى منطقى از اين پديده هيچ چيز را ممنوع نمى سازد . آنچه كه هدف نهائى احكام و تكاليف در دين اسلام است ، به فعليت رسيدن و بارورشدن همهء ابعاد و استعدادهاى مثبت انسانى است كه در فطرت او وجود دارند . و بدانجهت كه عقول و ادراكات آدميان از شناسائى همهء آن ابعاد و استعدادها و همچنين طرق به فعليت رسانيدن آنها ناتوان است ، لذا نمى توانند با فعاليتهاى محدود مغز خويش همهء اسرار عميق آن ابعاد و استعدادها را درك نموده ، با وضع قوانين صالحه بشر را بكمال مورد انتظار رهنمون گردند .
١٤ - ام انزل الله دينا تامّا فقصّر الرّسول صلَّى الله عليه و آله و سلَّم عن تبليغه و ادائه ( يا خداوند دينى كامل فرستاده است ، ولى پيامبر اكرم ( ص ) در تبليغ و اداى