ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٦٢ - توضيحاتى مربوط به نظريات ابن خلدون در بارهء كار و ارزش آن
هر ماده يا حق مفيدى كه اضافه بر معيشت آدمى بوده ، چه در حال ثابت و چه در حال جريان در راه معيشت استهلاك نشود . البته كميت و كيفيت معاش از نظر مقدار و زمان و چگونگى مواد و پديدههاى لازم براى معيشت بسيار گوناگون است و ملاك آن ، همان « رزق » است كه « ابن خلدون » متذكر شده و ما هم در مباحث بعدى آن را مطرح خواهيم كرد ، در نتيجه مى توان گفت : ثروت اندوخته عبارت است از مال و يا آنچه كه مفيد ماليت است ، و اضافه بر رزق مى باشد .
ملاك ضرورت و تجمل ، حيات معقول است
ملاك ضرورت و تجمل ، حيات معقول است با نظر به منطق علمى اين مبحث ، بايد زندگى را محور اصلى قرار داده ملاك ضرورت و تجمل را از آن استنتاج كنيم . نخست بايد بدانيم كه مفهوم عام حيات در اين گونه مباحث علمى مشكلى را حل نخواهد كرد ، زيرا اين مفهوم وسيع از احساس و حركت ناچيز يك مورچهء خزيده در گوشه اى از لانه اش گرفته تا حيات آن انسان كه صدها بعد متنوع در پهنهء طبيعت و هم نوع خود گسترده است ، شامل مى گردد . ما در روش علمى اين مبحث حيات را بر سه نوع تقسيم مى كنيم : ١ - حيات طبيعى محض .
٢ - حيات مستهلك در خواستههاى مهار نشده .
٣ - حيات معقول توضيح اختصارى اين سه نوع حيات به قرار زير است :
١ - حيات طبيعى محض
١ - حيات طبيعى محض - اين نوع حيات در همهء جانداران خشكى و دريائى وجود دارد و هرگز مورد خواست انسانى كه داراى صدها نيرو و استعداد و امكانات است ، نمى باشد . لذا مى توان گفت : محدودكردن نوع انسانى در حيات طبيعى محض و سنجش ضرورت و