ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٦٨ - رزق و اندوخته ها
فرد يا اجتماع يا هر دو « كه در مكتبهاى معمولى بشرى هرگز به حل و فصل نهائى نرسيده است ، تنها با ورود انسانها به حيات معقول گشوده مى شود ، زيرا چنانكه روشن است نه » حيات طبيعى محض « مى تواند جز خود ، جاندار ديگرى را بشناسد و نه حيات » مستهلك در خواستههاى مهار نشده « تنها احساس پيوستگى حيات انسان به يكديگر كه پيوسته به يك نظم عالى و آگاهانه در هستى است ، مى تواند فرد داراى امتياز و استعداد عالى را وادار كند كه همهء موجوديت ممتاز خود را وابسته به حيات كلى مزبور تلقى نمايد و به كاربردن آنها را در حيات جمعى ، فوق سوداگريها قرار بدهد .
منظور ما احساس اشتراك و پيوستگى حيات انسانها به يكديگر ، يك احساس عاطفى نيست كه ارزشش همان لذتى باشد كه در هنگام آن احساس به وجود مى آيد . بلكه احساسى بالاتر است كه با فعاليت عقل و راهنمائى قطبنماى وجدان در درون انسانها بروز مى كند . به نظر ما كمتر كسى است كه اگر مقدارى آگاهى مناسب به او داده شود ، احساس مزبور در او بيدار نگردد . يكى از روشنترين دلايل و شواهد وجود ريشهء اين احساس در درون همهء انسانها ، به وجود آمدن هزارها كتاب ادبى و انسانى در شرق و غرب است كه با بيان جملات مربوطه ، احساس اشتراك حياتها و پيوستگى آنها را به يك نظم عالى هستى بيدار و تحريك نمودهاند . روشن است كه احساس عاطفى لذتبخش و زودگذر غير از اين احساس برين است كه منشاء ايمان و اعتقاد عميق بوده موجبات مؤثرترين حركات تحولات بشرى را فراهم آورده است .
رزق و اندوخته ها « ابن خلدون » در تعريف رزق مى گويد : « اگر سود حاصل از كار و اكتساب به خود آدمى برگردد و آن را در راه مصالح و احتياجاتش مصرف