ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٣٠ - ١٦ - نادانى بشرى موقعى به تباه كننده ترين مرحله مى رسد كه انسان نادان آنرا بپوشاند
١٦ - نادانى بشرى موقعى به تباه كننده ترين مرحله مى رسد كه انسان نادان آنرا بپوشاند پوشانيدن نادانى بر دو نوع است : نوع يكم - مخفىداشتن نادانى بجهت ترس از بروز آن در ميان مردم نوع دوم - جلوه دادن نادانى به شكل علم و دانايى . بدون ترديد ضرر و خطر نوع دوم خيلى بيش از نوع يكم است كه تنها خود نادان است كه متحمل ضرر و خطرش خواهد بود . در نوع دوم دو ضرر براى شخص نادان و يك ضرر عمومى براى مردم وارد مى آيد : ضرر اول كه به شخص نادان متوجه مى شود ، دورشدن از علم به واقعيت است . ضرر دوم تلقين علم به خويشتن است كه هم باعث از اهميت افتادن علم در نظر او مى گردد و هم موجب بىباكى در برابر ضرر و خطر جهل . ضرر سوم كه از پوشاندن جهل به ديگر مردم وارد مى شود ، محروميت آنان از رسيدن به واقعيات است كه تا سر حد اخلال به حيات آنان گسترده مى شود . جاى شگفتى و تاسف است كه حسابگران عوامل صلاح و فساد جوامع اين بيمارى دردناك و مضر بر فرد و جامعه را چندان قابل اهميت نمى دانند كه ماهيت و نتايج تباه كننده آنها را توضيح داده راههاى پيشگيرى از اين بيمارى را در برنامههاى جدى تعليم و تربيت بيان نمايند . بلكه به قول افلاطون كه در بارهء عاليترين اصول سازندهء روح ( اللَّه و دادگرى و نظارت او بر جهان هستى ) گفته است : اگر قانونگذاران مردان خردمندى باشند بايستى لزوم توضيح عوامل بيمارى مزبور و راههاى پيشگيرى از آن را در مواد حقوقى الزامآور ، بگنجانند . و اگر سياستمداران حقيقتا بخواهند رهبرى جامعه را به سوى بهترين آرمانهاى مادى و معنوى عمل كنند بايد براى جلوگيرى از بيمارى مزبور يعنى جهلپوشى اهميت حياتى قائل شوند .
ولى متاسفانه مى دانيم كه جوامع بشرى هنوز با همهء آن ادعاهايى كه دارد ، به آن مرحله از تكامل نرسيده است كه امثال اين گونه مسائل را حياتى تلقى كنند و به پيشگيرى اين بيماريهاى انسانكش بپردازند . با اين كه بنظر مى رسد بدون برطرف شدن