ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٣٠٥ - ببينيد و بشنويد و راه رشد و كمال را پيش گيريد
از دستدادن بىنهايت رابطه را با جهان هستى و انسانها داشته است آيا شما انسان قطعه قطعه شده اى را مى بينيد كه صدها آرزو و اميد و آرمان سازنده اش را بوسيلهء طوفان مقام پرستى و ثروتخواهى شما از دست داده و در بستر خونين خاك افتاده است نه هرگز ، شما هيچيك از اينها را نمى بينيد اصلا در برابر ديدگان شما چنين چيزهائى مطرح نيست تا شما آنها را ببينيد آنچه شما مى بينيد جسد نيست ، بلكه پيالهء زرين مالامال از شراب گلگون است كه مى تواند در همهء عمر شما را مست بدارد . آيا با اين مثال روشن شد كه خودخواهى در همهء اشكالش پرده بر ديدگان آدمى مى زند و او را نابينا مى سازد بشنويد ، چه چيز را بشنويم مگر ما گوش نداريم هر چه كه قابل شنيدن است و امواجش به گوش ما برسد ، آنرا خواهيم شنيد ، و نيازى به توصيه و دستور شما وجود ندارد . بسيار خوب ، آيا شما از درون و بيرون خود شنيدهايد « دروغ عامل تباهى شخصيت است » آيا اين جمله از درون و بيرون بگوش شما طنين انداخته است كه « پيمانشكنى و نقض تعهد سم مهلك روح آدمى است » آيا اين ندا را شنيدهايد كه « به خود بپسند آنچه را كه به ديگران مى پسندى و بر ديگران مپسند آنچه را كه بر خود نمى پسندى » آيا به گوش شما رسيده است كه « مهار نكردن هوى و هوسها و شهوات عقل را تباه و وجدان را از فعاليت باز مى دارد آيا اتفاق افتاده است كه با نظر به » حيات معقول « و بسيار جدى عظماى تاريخ كه ناشى از شنيدن آهنگ عالى هستى است ، امواجى از اين آهنگ اگر چه ضعيف بوده باشد ، گوش شما را بنوازد » آيا اين بانگ حياتبخش كه « هر هدفى هر وسيله اى را تجويز نمى كند » بگوش ما آشنا است « آرى ، سوگند به خدا ، ما همهء اينها را گوش دادهايم ، اما بايد شرمسارى ناشى از حمايت از خودخواهى نابخردانه را كنار گذاشته ، بگوئيم : آرى ما الفاظ نغز و فصيح و جملات زيباى اين مسائل را شنيدهايم ، حتى محتويات آنها را به ذهن خود راه دادهايم ، بالاتر از اينها در بارهء آن محتويات فلسفهها بافته و