ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٣٠٧ - تبليغ رسالت الهى تنها شايسته پيامبران است
كه در پيرامون آنان قرار گرفتهاند ، و آثار و نتايج فكرى و عضلانى كه در ديدگاه و در دسترس آنان قرار گرفتهاند ، همگى در همان لحظه همزمان با روئيدن ناگهانى آنان از زمين ، روييدهاند . لذا براى برقرارى ارتباط با آنها و بهره بردارى از آنها به فعاليت مجدد نيازمند مى باشد < شعر > عجب از گمشدگان نيست ، عجب ديو را ديدن و نشناختن است < / شعر > هر يك از اقوام و ملل دنيا با اشكال گوناگون عوامل اعتلا و سقوط را ديدهاند و تجربه كردهاند و در بارهء آنها معرفتهايى لازم و كافى به دست آوردهاند ، اما گويى آن معرفتها از عالمى ديگر به ذهن آنان سرازير شده و در بارهء موجوداتى است كه اصلا به اين عالم و اقوام و ملل ارتباطى ندارند ١٣ - و ما يبلَّغ عن الله بعد رسل السّماء الَّا البشر ( و از طرف خداوند متعال كسى غير از فرشتگان آسمانى حق تبليغ ندارد ، مگر انسانى كه رسالت الهى را دارا است ) تبليغ رسالت الهى تنها شايسته پيامبران است پرروئىهايى كه از بشر ديده شده است خيلى بىشرمانه تر از آن است كه بتوان تصور نمود . اين همان موجود است كه با تمام وقاحت ادعاى خدائى كرده است به خدا تعيين تكليف نموده است خود را از پيامبران بىنياز دانسته است عقل و وجدان را انكار كرده است ، واقعيت جهان را بكلى منكر شده و گفته است : جز حواس و ذهن من چيزى واقعيت ندارد همين موجود پررويىهايى پليدتر از اينها دارد ، هم اوست كه گفته است براى رسيدن بلذت و هدف شخصى خود به هر وسيله اى كه ممكن است تمسك كن . يكى از اين موجودات نرون است كه آرزو مى كرد كه اى كاش همهء انسانها فقط يك سر و گردن داشتند كه او آنرا با يك ضربه شمشير از بدنشان جدا ميكرد . آيا بشر با داشتن اين همه وقاحت و بىشرمى ها ادعاى رسالت دروغين نخواهد كرد اين يك حقيقت است