ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢١٧ - ١٠ - فهم و درك نادان شبيه به قضاوت مگس ناتوانى است كه در تارهاى عنكبوت مشكلات گرفتار مى گردد
و هوسبازيهاى بعضى از انسانها كه مشكل بوسيلهء آنها به وجود مى آيد .
در صورتى كه اين مشكلات براى انسانهاى بينا و دارندگان انديشهء نيرومند و وجدان حساس و اطلاعات لازم و كافى پردههاى شفافى هستند كه زير خود را بخوبى نشان مى دهند . اين بينش و قدرت انديشه و وجدان اطلاعات قدرتى را بر انسان مى بخشند كه تارهاى عنكبوتى مشكلات ياراى مقاومت در برابر آن توانائى را ندارند ، ولى ادراك و فهم شخص نادان كه بهيچ اساس و پايه اى استوار نيست ، مقاومت خود را در برابر آن تارها از دست مى دهد نكتهء ديگرى كه در تشبيه مشكلات به تارهاى عنكبوت وجود دارد ، اختلاط و پيوستگىهايى است كه آن تارها را بهم پيوسته است همچنين مشكلاتى كه بوجود مى آيند ، داراى ابعاد مختلط و آميخته با يكديگر مى باشند كه بدون تفكيك و تحليل صحيح آن ابعاد ، حل اساسى مشكلات امكانپذير نيست .
قاضى نادان حكمهايى كه صادر ميكند ، چون مستند به درك و فهم ناقص و اطلاعات ناچيز او است ، لذا هرگز از يقين آرامشبخش در بارهء آن احكام كه صادر كرده است ، برخوردار نمى باشد . صدور حكم از اين تبهكاران مانند سنگانداختن كودك در تاريكىها است كه نمى داند آن سنگ بچه خواهد خورد و در كجا خواهد افتاد . امير المؤمنين ( ع ) در جملهء پيشين فرموده است : ثم قطع به يعنى قاضى نادان باستناد به لاطايلات و آراء فرسودهء خود ، قطع به حكم مى نمايد . لذا ممكن است مطلبى كه در جملهء مورد تفسير فرموده است ( نمى داند حكمى را كه صادر كرده است ، مطابق واقع است يا نه ) با جملهء « قطع به حكم مى نمايد » نوعى تضاد احساس شود . در پاسخ اين اعتراض مى گوئيم : مقصود از « قطع به حكم مى نمايد » آن نيست كه قاضى نادان با آن مقدمات و تخيلات پوچ يقين ميكند حكمى را كه صادر كرده است ، مطابق واقع است ، بلكه قطع او در بارهء محصول همان مقدمات و تخيلات پوچ است كه براى او واقعيتى جز آنها مطرح نيست . يعنى جهل و خودپرستى قاضى نادان براى او