ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٣٠ - گروه ششم
خاك كردن هستهء آن در آن زمين ، نه سوزاندن نهال مفروض . و براى شناخت عناصر تشكيلدهندهء آب ، تغييرى منطقى كه ضرورت دارد ، تجزيه آن است نه آشاميدن يا به خاك ريختن آن . نتيجه اى كه از اين شرط مى گيريم اينست كه ، خود تصرفات و ايجاد دگرگونيها براى افزايش شناخت ، بايستى مسبوق به مقدارى از اصول شناخته شده باشد كه راهنمائى ما را در عمل و ايجاد تغييرات به عهده بگيرد . از همين جا است كه گروه فراوانى از فلاسفه و حكماء به يك عده معرفتهاى پيش از تجربه و عمل معتقد شدهاند . اين اصل ايجاد تغيير براى افزايش معرفت در بارهء استعدادها و نمودهاى درون انسانى نيز جريان دارد .
لذا شناختهاى ما در بارهء انسان نيز در نتيجه تحولات ارتباط او با طبيعت و انسانهاى ديگر گسترش مى يابد .
اين مثل معروف كه مى گويد : « انسان دير شناخته مى شود » كاشف از اينست كه آگاهان دورانهاى گذشته نيز اين حقيقت را دريافته بودند كه براى شناسائى انسان ، نمودها و فعاليتهاى اولى او كافى نيست ، بلكه بايد در مجراى تغيير موقعيتهاى گوناگون ، او را مورد شناسائى قرار داد .
گروه ششم - آياتى است كه محبت را زائيدهء ايمان و عمل صالح گوشزد مى كند ، مانند : ( إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحاتِ سَيَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمنُ وُدًّا ) [١] ( براى آنانكه ايمان آورند و اعمال صالحه انجام دهند ، خداوند محبتى قرار خواهد داد ) .
اين مضمون در بعضى از آيات ديگر نيز وجود دارد .
[١] مريم آيهء ٩٦