ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢١٣ - ٩ - حل مشكلات به وسيلهء پندارهاى بيهوده و فرسوده
امواج تخيلات و اوهامى است كه از محتويات شكمش سركشيده و از گرداب جهالتهاى مغزى او عبور كرده در قالب كلمات و اصطلاحهاى فريبنده بروز ميكند : اين ماده چنين است ، آن ماده چنان است ، ما وقتى كه در تحصيلات عالى قضائى بوديم ، اين طور نظر مى داديم اصلا متخصصان قوانين دادرسى چيزى بلد نيستند ما همواره بايد در فعاليتهاى قضائى به فهم مواد خشك و بيجان قناعت نكنيم ، بلكه بايد از ذوق و استشمام قضائى و فلسفههاى حقوق استمداد كنيم . من با يك نگاه به قيافهء متهم ، مى توانم درون او را بخوانم با اين الفاظ و اصطلاحات انعكاساتى مقلدانه ، نه تنها خود را شايستهء اشغال منصب قضاوت معرفى مى كند ، بلكه صاحبنظر بودن خود را به ثبوت مى رساند گاهى هم بالاتر از اينها ادعا ميكند كه آنچه را كه ديگران نمى فهمند و آن مشكلات را كه ديگران از حل آنها ناتوانند ، من مى فهمم و حل و فصل مى نمايم آرى خودمحورىهاى جاهلانه از اين بازيچهها بسيار دارد . دليل همه اين ادعاهاى پوچ و نابخردانهء اين بيدادگران نادان ، دلهائى است براى هميشه سوزان ، چشمهائى است تا ابد گريان در نتيجهء پايمال شدن حقوقشان .
٢٠ - فان نزلت به احدى المبهمات هيّألها حشوا رثّا من رأيه ثمّ قطع به ( در آن هنگام كه با يكى از مسائل ابهامآميز روياروى مى گردد ، براى روشن ساختن آن ، افكار بيهوده و پوسيده اش را بميان مى كشد و حكم قاطعانه را از آنها بيرون مى آورد ) ٩ - حل مشكلات به وسيلهء پندارهاى بيهوده و فرسوده مشكلات قضائى مانند ديگر مشكلات علمى و اجتماعى و سياسى ، با نظر به ابهام در خود پديده و حادثه و عوامل و رويدادهاى همزمان و اشتراك خواص آنها با ديگر رويدادها و تعدد جوانب . . . و غير ذلك انواع فراوانى دارند