ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٨١ - ترجمهء خطبهء هفدهم
و به آنچه كه در پيمان صلح است ، نابينا است .
انساننماها عالمش مى خوانند ، با اين كه از علم بهره اى نبرده است .
بامدادان كه از خواب برمى خيزد ، كارى جز رويهم انباشتن چيزهائى كه اندكش بهتر از بسيارش است ، ندارد . همين كه [ مانند حشرات پست ] از گنديدهها سيراب گشت و بيهودهها را رويهم انباشت ، در ميان مردم به قضاوت مى نشيند و روشنساختن حقايقى را بر عهده مى گيرد كه بر ديگران مشتبه است .
در آن هنگام كه با يكى از مسائل ابهامآميز روياروى مى گردد براى روشنساختن آن ، افكار بيهوده و پوسيده اش را به ميان مى كشد و قاطعانه حكم مى كند . فهم و درك اين نادان همانند آن مگس ناتوان است و مشكلات چونان تارهاى عنكبوت ، كه مگس در آن تارها گرفتار مى شود و راه خلاص ندارد .
اين [ غوطه ور در جهل مركب ] احكامى را كه صادر مى كند ، نمى داند آيا مطابق واقع است ، يا به خطا رفته است ، اگر حكمش مطابق واقع بوده باشد ، از آن مى ترسد كه مرتكب خلاف واقع گشته باشدو اگر به خطا رفته است ، اميد دارد كه حكمش مطابق واقع از آب در آيد .
اين متصدى [ ناشايستهء قضاوت ] نادانى است گمگشته در جهالتهاى خودو همانند آن شبكور است كه در تاريكى مسائل مشكل و ابهامآميز فرو مى رودو هيچ مسئله اى را با مبناى علمى ، قاطعانه حل و فصل نمى كند .
درك و عقل آن [ غوطه ور در جهل مركب ] رواياتى را كه مأخذ حكم و قضاوتند مى پراكند و مى گذرد ، همانند باد ناآگاه كه گياهان خشكيده را مى پراكند و به راه خود مى رود .
سوگند به خدا ، اين نادان نه در حل مسائلى كه به او وارد مى شود ، مورد اطمينان است و نه شايستهء مدحى كه مداحان در بارهء آنان سر مى دهند او در بارهء آنچه كه انكار كرده است ، دانشى را كه بر خلاف انكار او باشد ،