ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٧٧ - اسراف پديده ايست كه در دو شكل مى تواند جامعه را به تباهى بكشاند
مى توانند در خدمت ابعاد اصيل ضرورى انسانها شكل بگيرند ، تباه مى سازند و هم خسارتها و اختلالات منحرفكننده را به حيات مردم وارد مى سازند .
و هم تلاطمها و دگرگونيهاى موثر در وضع كار و بها و سود و مزد در توليد كالاهائى كه مربوط به نيازمنديهاى حياتى انسانهاست ، به وجود مى آورند هيچ مى دانيد رواج اسرافگرى در جامعه چه نتيجه اى را به بار مى آورد نتيجهء اسرافگرى به طور قطع و بدون استثناء اينست كه گروهى از انسانها حيات خود را مستهلك مى سازند و انرژيهاى مغزى و عضلانى خود را در مقابل مزدى كه زندگى ضرورى آنان را تأمين نمايد ، صرف مى كنند ، تا گروه اسرافگر محصول حيات آنان را در ارضاى هوى و هوسهاى حيوانىشان مصرف نمايند اسراف پديده ايست كه در دو شكل مى تواند جامعه را به تباهى بكشاند يكى از اين دو شكل عبارت است از بطر ( طغيانگرى به وسيله ثروت ) شكل دوم عبارت است از ترف ( خودكامگى در مستهلك ساختن مال ) شكل يكم - در قرآن مجيد چنين آمده است : ( وَكَمْ أَهْلَكْنا مِنْ قَرْيَةٍ بَطِرَتْ مَعِيشَتَها ) [١] ( و چه بسيار جوامعى را كه به وسيله ثروت ، طغيانگرى مى كردند ، هلاك ساختيم ) . منشاء طغيان به وسيلهء ثروت ، ناشى از اينست كه دارندهء ثروت نمى داند كه ركن حيات مادى انسانها كار و كالائى است كه به وجود مى آورند و مى خواهند حيات خود را به وسيلهء آنها تأمين نمايند . يا مى داند ولى قدرتطلبى او نمى گذارد ، مطابق درك خود در بارهء وسائل حيات مردم عمل نمايد ، در نتيجه مال و ثروت را در اخلال به عدالت اجتماعى به كار مى اندازد . پس در حقيقت چنين شخصى نخست اسرافگر مى شود ، سپس به طغيانگرى آغاز مى كند .
[١] سورهء مباركه القصص آيه ٥٨