ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٥١ - ارزش انسانى كار در مكتب اسلام
( محمد بن الحسن [ شيخ طوسى ] با اسناد خود نقل مى كند كه پيرمردى نابينا مى گذشت و از مردم سؤال مى كرد ، امير المؤمنين فرمود .
اين چيست ( گدائى يعنى چه ) گفتند : يا امير المؤمنين مردى است مسيحى .
آن حضرت فرمود : اين مرد را در جوانى به كار وادار كردهايد ، يعنى جوانىاش را در كار سپرى كرده است ، اكنون كه پير شده ناتوان گشته است ، از معاش محرومش ساختهايد معاش او را از بيت المال بپردازيد ) .
اگر در اين روايت با دقت كامل تأمل شود ، اين نكات را خواهيم ديد : نكته يكم - در آن اجتماع عادلانه اى كه امير المؤمنين زمامدارى آن را به دست دارد ، سؤال و گدائى معنائى ندارد ، به همين جهت است كه حضرت با كلمهء « ما » استفهام فرمودند كه به معناى چيز است ، نه با « من » كه به معناى كس است ، يعنى سؤال و گدائى در اين اجتماع چه پديده ايست نكته دوم - در برابر سؤال امير المؤمنين ( ع ) از پديدهء گدائى ، اين پاسخ را دادند كه مردى است نصرانى آن حضرت با تعجب جملهء سؤال بعدى را كه جنبهء سرزنش سخت داشت ، فرمود : ( او در جوانيش براى شما كار كرده ، اكنون كه پير شده است ، از معاش محرومش ساختهايد ) .
نكتهء سوم - حكم اسلامى در بارهء كارگران است كه با ناتوانى از كار ، نبايد از معيشت خود ساقط شوند ، بلكه بايستى معاش معمولى آنان پرداخت شود . اين حكم اسلامى در دورانى صادر شده است كه نه از عظمت انسانى كار خبرى بود و نه از ارزش آن اثرى . اين حكم در بارهء ارزش و عظمت كار در اسلام قرنها پيش از سن سيمون و لوئىبلان و پردون و روبرت اون و پيروان