ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٧٢ - در فكر بازگشت به خويشتن براى نوسازى خود باشيد
كه خدائى وجود ندارد ، تنها كارى كه انجام شده است اينست كه در دلائل خداشناسان مناقشه كردهاند . چگونه مى توان ادعا كرد خدا وجود ندارد ، در حالى كه اين ادعا بدون شناخت همهء عالم هستى امكانپذير نخواهد بود و اگر هم فرض كنيم كه شخص يا اشخاصى پيدا شوند كه همهء عالم هستى را بگردند و همهء اجزاء و روابط آنها را ببينند و بشناسند ، آيا مى توانند با اين مشاهده نفى هر حقيقتى را در پشت پردهء عالم هستى بنمايند هرگز نمى توانند .
چنانكه اگر علوم تشريح بطور فرض همهء اجزاء و روابط بدن آدمى را توضيح بدهند و همهء آنها را قابل شناخت بسازند ، اراده و شخصيت را نمى تواند مشاهده كنند . بنا بر اين احتمال ، وجود خدا كاملا مستند به منطق علمى است اين احتمال ، احتمال ديگرى را بدنبال مى آورد و آن اينست كه خداوند در بارهء كردار و گفتار آدميان محاسبه اى دارد ، آنان كه عامل به قوانين و دستورات او هستند ، مطيع و آنانكه مخالفت مى ورزند ، معصيت مى نمايند ، خواه اين اطاعت و معصيت ، در بارهء قوانين و مقررات مربوط به زندگانى معمولى اجتماعى بوده باشد و خواه در بارهء قوانين و دستورات الهى كه بوسيلهء پيامبران ابلاغ شده و لا اقل با احتمال منطقى كه كشف از واقعيتى مى كنند ، بوده باشد .
توبه آن نوسازى شخصيت است كه در هر دو مورد براى بازگشت به خويشتن و نوسازى خود ضرورت دارد . آيات قرآنى در موارد فراوانى دستور به توبه مى دهد از آن جمله : ١ - ( وَقُلْ لِلْمُؤْمِناتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ وَيَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ ) [١] ( و اى مردم با ايمان همگان بسوى خدا بازگشت كنيد ، باشد كه رستگار شويد ) ٢ - ( أَ لَمْ يَعْلَمُوا أَنَّ الله هُوَ يَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبادِه ) [٢]
[١] النور آيه ٣١
[٢] التوبة آيهء ١٠٤