ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٣٣ - چهار عنصر اساسى محبت
كه از طبيعت زن بىخبر است و وقتى تصور عوارض آبستنى و درد زائيدن را در نظر مى آورد ، به گمانش مى رسد ، حالتى كه او را به واجبات و تكاليف مادرى دعوت مى كند ، غير از حالت طبيعى اوست ، از زندگى خود نااميد و مايوس مى شود . » [١] اكنون كه بحث به اينجا رسيده است و ما مى خواهيم پديدهء محبت را تا آن حدود كه از توانائى ما برمى آيد ، بررسى كنيم ، بگذاريد از مسائل و هيجانات ذوقى در بارهء اين عامل اصيل منطقى در حيات آدميان ، چشم پوشيده ، واقعيت آن را مورد مطالعه قرار بدهيم .
ما براى درك مفهوم محبت به همان گونه كه مردم در اشكال مختلف از خود ، و ديگران با شعور طبيعى خويشتن ، دريافتهاند ، قناعت بورزيم ، يعنى محبت را با همان مفهوم روشنى كه همگان آن را دريافتهاند ، مطرح مى كنيم و در آغاز سخن به مباحث دقيق روانى نمى پردازيم . نخست چهار عنصر اساسى محبت را مطرح مى كنيم :
چهار عنصر اساسى محبت عنصر يكم - كسى كه محبت مى ورزد . چون بحث ما در بارهء انسانها است ، لذا مسلم است كه مقصود ما از كسى كه محبت مى ورزد انسان است ، نه ساير جانداران كه از عواطف غريزى برخوردارند .
عنصر دوم - شخص يا موضوعى است كه مورد محبت قرار مى گيرد ، كه با كلمهء محبوب بيان مى گردد .
عنصر سوم - محبت است كه همگان مفهوم آن را مى دانند و كم و بيش طعم آن را چشيدهاند . اگر چه با نظر به موضوع محبوب و وضع روانى كسى كه محبت مى ورزد ، داراى مراحل و خواص مختلف مى باشد . محبت در مقابل
[١] فلسفه زندگى . تولستوى ترجمهء آقاى جلال دادگر صفحه ٦٥