ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٠٦ - ٤ - انساننماها همواره در استخدام نادانان خودمحورند ، كه نادانى آنانرا دانائى بدانند و دانائى جلوه بدهند
موقعيتها مشخص مى گردند ، بازيگرىها جاى خود را به فعاليتها و روابط منطقى خالى ميكنند . روشنائى دانشديدگان همهء مردم را مى نوازد و حقايق و واقعيات اهميت خود را بخوبى نشان مى دهند . قدرت اصول و قوانين « حيات معقول » ، بر بازيگريهاى ماكياوليستى پيروز مى گردد . هرگونه موجى از عقول و دلهاى مردم جامعه اى كه در صلح و صفاى حيات معقول بسر مى برند ، براى نادانان خودمحور زبانه اى از آتشهاى دوزخى است كه مرگ را بر آسيبخوردن از آن زبانه ترجيح مى دهند .
صلح مستقر در جامعه براى اين غوطه وران در نادانى مهلك ، مرگبارترين جنگى است كه ميان خود طبيعى آنان و اصول و قوانين و آرمانهاى اعلاى انسانيت ، شعله ور گشته است . هر چه صلح و صفا گسترده تر و عميقتر باشد ، جراحات وارده بر خود طبيعى آنان مهلكتر خواهد گشت . آرامش اينان در جنگ و پيكار است ، اعم از آنكه در آن جنگ بدنها به خاك و خون بغلطند ، يا ارواح آدميان در گرد و غبار تناقضهاى مكتبى و تعصبهاى نژادى و قومى ، تباه شوند ، تا مى دانى براى زندگى اين نابكاران كارافزا باز شود .
١٦ - قد سمّاه اشباه النَّاس عالما و ليس به ( انساننماها عالمش ناميدهاند ، در حالى كه بهره اى از علم نبرده است ) ٤ - انساننماها همواره در استخدام نادانان خودمحورند ، كه نادانى آنانرا دانائى بدانند و دانائى جلوه بدهند .
اين نادانهاى خودمحور را تنها انساننماها عالم مى نامند . كسانى كه اين نامگذارى را ميكنند يا از روى آگاهى است و يا از روى ناآگاهى .
اگر از روى آگاهى به اين كه آنان نادانند ، با اين حال نام عالم به آنان مى گذارند ، اين نامگذاران از انسانيت محرومند و جز شباهت جسمانى با بشر ، واجد هيچ مختص انسانى نيستند و اگر نامگذارى آنان از روى جهل بوده باشد .