ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٣٠٤ - ببينيد و بشنويد و راه رشد و كمال را پيش گيريد
آيا مى دانيد عميقترين خنده اى كه اشك از ديدگان آدمى را فرو مى ريزد ، چه موقعى دست مى دهد موقعى كه آن جنيننشينان به اين مردانى كه هوگو از وجود آنان خبر مى دهد و آنانرا مى ستايد ، تعيين تكليف مى فرمايند و دستور مى دهند كه چرا ببالا نگاه مى كنيد مگر شما كبوتربازيد آرى چه بايد كرد :
< شعر > سختگيرى و تعصب خامى است تا جنينى كار خونآشامى است < / شعر > اگر حقيقتش را بخواهيم ، خداوندى كه عالم هستى را براى درك و شناخت ما برنهاده است ، خداوندى كه گذرگاه حيات ما و مراحل آنرا پيش از مرگ و پس از مرگ گسترده است ، پرده اى روى آن دو نينداخته است ، اين پرده ايست كه مواد تار و پودش از خودخواهى به وجود مى آيد و در ماشين خيالات بىاساس خودمحورى بافته مى شود و با تندترين رنگ سياه جهل و نادانى رنگرزى مى گردد و با دست اختيار خود آدمى به چشمانش زده مى شود .
٧ ، ٩ - و لقد بصّرتم ان ابصرتم و اسمعتم ان سمعتم و هديتم ان اهتديتم ( اگر شما بخواهيد ديده بگشائيد و واقعيات را ببينيد ، وسايل بينائى در اختيار شما گذاشته شده است و اگر بخواهيد گوش باز كنيد و واقعيات را بشنويد ، شنيدنىهائى كه واقعيات را با گوش شما آشنا بسازد ، طنينانداز گشته است ) .
ببينيد و بشنويد و راه رشد و كمال را پيش گيريد ببينيد ، چه چيز را ببينيم مگر ما چشم نداريم هر چه كه قابل ديدن است و در ديدگاه ما قرار بگيرد ، بدون احتياج به توصيه و دستور شما آن را خواهيم ديد .
بسيار خوب ، شما موقعى كه براى حفظ ثروت و مقام ، خون يك انسان را مى ريزيد ، چه مى بينيد آيا انسان آغشته به خونى را مى بينيد كه هزاران قوانين طبيعت و ماوراى طبيعت دست بهم داده و موجودى را ساخته است كه داراى صدها بعد و استعداد و احساسات و عواطف مى باشد آيا شما انسان به خون غلطيده اى را مى بينيد كه از دستدادن حيات براى او دردى مساوى درد