ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١١٦ - اصل يكم
توجيه انسان به هدفهاى خير و صلاح و كمال [١] .
از اينجاست كه هر اندازه استعدادهاى آدمى بيشتر به فعليت مى رسد ، اختيار او كما افزايش مى يابد و كيفا عالىتر مى گردد .
وظيفهء حتمى مديريت حيات معقول تقويت هر چه بيشتر اين نوع آزادى است كه نه تنها مزاحم آزادى ديگر انسانها نمى باشد ، بلكه بدون اين آزادى حيات آدمى طعم واقعى خود را نداده ، و اشتراك انسانها در حيات قابل تفسير نخواهد بود .
اصل ششم
اصل ششم بازگذاشتن سيستم معرفتى انسانها در هر دو قلمرو طبيعى و انسانى . اين اصل داراى چند ماده است :
ماده يكم
ماده يكم - بدان جهت كه انديشهء بشرى هيچ حد و مرزى ندارد ، لذا واقعيت انگاشتن هر چه كه به ذهن بشرى خطور مى كند ، ضد حقيقت بوده ، تصديق همهء آنها در هر موقعيت و در همه حال به نابودى واقعيتهاى معرفت بشرى مى انجامد ، بنا بر اين ، آن انديشه هائى مى توانند به قلمرو معرفت بشرى وارد شوند كه مستند به حس و تجربه بوده يا منطق قوانين ثابت شده آنها را تائيد كند .
مادهء دوم
مادهء دوم - انديشهها و تئوريهائى كه در ذهن متفكران نمودار مى گردند .
به شرط آنكه رسيدن به واقعيات را هدف قرار بدهند ، هيچگونه محدوديتى نبايد آنها را تهديد نمايد . اين آزادى در انديشه و ابراز تئورى و نظرات به طورى فراگير است كه حتى شامل تفكر در بديهىترين قوانين مربوط به انسان و طبيعت نيز مى گردد .
ماده سوم
ماده سوم - آزادى مطلق در انديشه ، مستلزم آن نيست كه همان آزادى براى بيان و قلم نيز امكانپذير بوده باشد . فرض كنيم شخصى مى انديشد و
[١] مأخذ اين اصل : صحيفهء سجاديه دعاى ٣٣ - امام چهارم زين العابدين على بن الحسين عليه السلام « و اقض لى بالخيرة و الهمنا معرفة الاختيار »