ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٣٠٩ - تبليغ رسالت الهى تنها شايسته پيامبران است
٤ - ميداند كه هيچ اشتياقى به رشد و كمال ندارد ، ولى چنين وانمود مى كند كه آتش اشتياق به رشد و كمال در درون او زبانه مى كشد ٥ - مى داند كه نه تنها رابطه اى با خدا ندارد ، بلكه درك و اطلاعات او در بارهء خدا از درك و اطلاع كودك تجاوز نمى كند ، با اين حال ادعاى آشنائى و ارتباط با خدا را چنان ابراز ميكند كه ساده لوحان بيخبر از همه چيز گمان ميكنند ، افتخارى نصيب خدا شده است كه در روى زمين در كالبد آن آقا مجسم شده است آيا ادعاى كسى كه مى گويد : خدايى جز من وجود ندارد و همهء خدايان از خدايى من ترشح كرده است از اين قبيل نيست آن غوطه ور در لذت روانى كه لحظاتى از گسترش روح خود را در همهء عالم هستى مى بيند و بجاى آنكه پى به عظمت روح انسانى ببرد ، ناگهان فرياد مى زند : « من خدايم » از اين قبيل ادعا نيست از اين گونه نمودها و فعاليتهاى روانى مى توان صدها نوع شمارش كرد كه روانشناسى و روانپزشكى هنوز به اهميت آنها پى نبرده است .
مختصات رسولان الهى
مختصات رسولان الهى برگرديم به تفسير متن جملهء امير المؤمنين عليه السلام كه فرموده است : « تنها تبليغكنندگان رسالت الهى پيامبران مى باشند » در مقدمات مجلد اول از اين كتاب ( ترجمه و تفسير نهج البلاغه ) رسالت را بر دو نوع عمده تقسيم كردهايم :
نوع يكم - رسالت جزئى
نوع يكم - رسالت جزئى اين رسالت عبارتست از احساس تعهد براى تبليغ هدفها و عناصر « حيات معقول » كه هر انسان متعهد و داراى درون پاك و مطلع از شئون جامعه و مصالح و مفاسد آن ، داراى اين رسالت ميباشد . اين مسئله را امير المؤمنين عليه السلام در يكى از كلمات قصار چنين فرموده است :
« كلَّكم راع و كلَّكم مسئول عن رعيّته » ( همهء شما ناظر و داراى سلطه بر اصلاح