ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٩٠ - مقدمه اى بر مقياس تعيين ارزش كارها
١ - عدم عموميت محصول كار و جزئىبودن آن . اين عموميت و تكثر از زمان ظهور صنايعى شروع شده است كه قدرت به وجود آوردن محصول متشابه با كميت زياد را دارا شدهاند . به وجود آمدن محصول متشابه با كميت زياد ، نقش اساسى كار را رسما مورد آگاهى اجتماعات قرار مى دهد .
٢ - عدم ارزيابى جدى حيات بشرى كه در كار و فعاليت مستهلك مى گردد .
مبارزه با اين علت و مرتفع ساختن آن ، از زمان ظهور دين اسلام به وجود آمده بشر را متوجه ارزش كار و فعاليت نمود . در مباحث گذشته با اهميت تلقىشدن كار به وسيله دين اسلام در عاليترين حدى كه تصور مى رود ، مطرح گشت و ديديم كه چگونه پيشوايان شماره يك اسلام با بيانات و رفتار عينى خودشان حيات بىفعاليت و كار را از ارزش ساقط نموده و با ارزشترين حيات را حياتى معرفى كردهاند كه با كار و كوشش سپرى مى گردد . اسلام به اضافهء اين ارزيابى جدى ، دستور ديگرى در بارهء كار صادر نموده كه براى ابد عظمت حياتى كار تثبيت شده است و آن دستور اينست كه ارزش و حق كار را نمى توان با فرمولهائى در عرضه و تقاضاى تصنعى كار يا با بهره بردارى از اضطرار كارگر و مردم فعال تعيين نمود ، بلكه بايد رضايت واقعى او تحصيل گردد ، نه رضايت صورى و اضطرارى . و چون اكثرا افراد كارگر و فعال به جهت اشتغال فكرى و تمركز قواى دماغى به تحصيل وسائل ادامهء زندگى ، ارزش كار خود را نمى دانند ، لذا اسلام در سه مورد از قرآن مجيد دستور اكيد صادر مى كند كه : ( وَيا قَوْمِ أَوْفُوا الْمِكْيالَ وَالْمِيزانَ بِالْقِسْطِ وَلا تَبْخَسُوا ) [١] ( و اشياء مردم را بىارزش نكنيد و در روى زمين فساد به راه نيندازيد )
[١] سورهء هود آيهء ٨٥ و سورهء الاعراف آيه ٨٥ . در اين آيه به جاى و لا تعثوا . . . اين جمله آمده است ( وَلا تُفْسِدُوا فِي الأَرْضِ بَعْدَ إِصْلاحِها ) ( و در روى زمين پس از آنكه اصلاح شده است ، افساد مكنيد ) و سوره الشعرا آيه ١٨٣