ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٣٧ - ٢٠ - براى خودپرستان خودمحور ملاك خوبى هر چيز مطابقت كيفيت و كميت آن چيز با هدفگيريهاى آنان است و ملاك بديها عدم موافقت هر چيز با هدفگيرى آنان ميباشد
تضمين نمى نمايد ، خوبى و بدى و زشتى و زيبائى بايستى و نبايستى اگر بطور مستقل تحت عنوان مواد خام شكل منطقى قرار نگيرند ، نمى توان آنها را از روش منطقى محض استخراج كرد . تعريفاتى ديگر براى دو مفهوم متضاد خوب و بد مطرح شده است كه از دقت مناسب برخوردار نيستند ، لذا از تكرار آنها صرفنظر مى كنيم .
بنظر مى رسد براى پيداكردن تعريفى قابل توجه ، ما بايد چند مسئله را بعنوان مقدمه مطرح كنيم : مسئلهء يكم - با اهميتترين مسئله در بارهء شناخت خوب و بد اينست كه ما بايد مفهوم خوب را بعنوان بيانكنندهء نوعى رابطه ميان ذات انسان و پديدهء جز او در نظر بگيريم ، باين معنا كه خوب و بد از جملهء واقعيات عينى قابل مشاهده و لمس نمى باشند ، بلكه از نوع روابطى هستند كه ميان انسان و پديدههاى خارج از ذات او برقرار مى گردند . و خوبى و بدى با نظر به ذات انسان به وجود مى آيند . آنچه كه اثرى ملايم و هماهنگ با ذات انسانى داشته باشد ، خوب است و آنچه كه اثرى ناملايم و ناهماهنگ در ذات انسانى ايجاد نمايد ، بد است . توضيح اين كه چون با دلايل قطعى مى توان اثبات كرد كه سود و زيان و زشتى و زيبائى و ملايمت و ناملايمبودن و خوشى و ناخوشى ، بىارزش و با ارزش ، همه و همهء اينها ملاكى جز ذات انسانى و شئون آن ندارد ، لذا اگر انسان از صحنهء هستى منها شود ، واقعياتى بدون اتصاف به يكى از مفاهيم متضاد وجود دارد ، يعنى واقعيات با قطع نظر از انسان نه خوب است ، نه بد ، نه زشت است و نه زيبا . بلكه واقعياتى هستند كه طبق مشيت الهى به وجود آمده به جريان افتادهاند . بنا بر اين خوب عبارتست از اتصاف يك پديده با ملايمت و هماهنگى ذات انسانى . كسانى كه در ذات انسانى جز لذت و خودپرورى سراغ ندارند ، هر چه را كه ملايم و هماهنگ با لذت و خودپرورى است ، خوب خواهند گفت . ولى ما كه ذات انسانى را فوق لذت و خودپرورى