ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٣٠ - نظرى بر مسير حيات در دوران معاصر
است كه كودك نه در بارهء سپرىشدن لحظات زندگى مى انديشد و نه در بارهء برخوردارى از عوامل ادامهء حيات و ارزشها و اصول آنها . كودك از تماشاى روشنائى سوختن انبارى پر از كالاهاى ضرورى زندگى مردم ، همان لذت را مى برد يا آن حالت روانى مخصوص را پيدا مى كند كه از شعلههاى مواد فاسد كه جز سوختن و خاكسترشدن راه ديگرى براى جلوگيرى از فساد آنها وجود ندارد .
در دورهء دوم كه رشد جسمانى و فكرى بوجود آمده است ، نيروهاى عضلانى براى توجيه شدن ، و استعدادها براى شكلگيرى و به فعليت در آمدن ، آماده مى گردند و زمينهء روانى براى انعقاد شخصيت فراهم مى شود . مختص حياتى اين دوره ، معمولا تعيين سرنوشت افراد به دست عوامل زندگى اجتماعى است كه با قالبها و الگوهايى كه براى ساختن هر يك از افراد آماده نموده است ، سرنوشت را براى او مشخص مى نمايد . هر اندازه قالبها و الگوهاى تعيين كنندهء سرنوشت نزديك به همهء ابعاد مثبت انسانى بوده باشد ، يعنى هر اندازه بتواند پاسخ منطقى به ابعاد مثبت انسانى بدهد ، موفقتر و رشديافته تر خواهد بود و هر مقدار كه قالبها و الگوهاى مزبور ، ابعاد مثبت آدمى را حذف نموده يا ناديده بگيرد ، زندگى انسانهاى آن اجتماع ناقص بوده در معرض تحول تنزلى قرار خواهد گرفت .
مختص دورهء سوم : به جريان افتادن موقعيت مبادلهء حيات و انرژىها و فعاليتهاى مغزى و روانى و عضلانى با عوامل ادامهء حيات در زندگى اجتماعى مى باشد . بدانجهت كه اكثريت انسانهايى كه از نظر روانى معتدلند .
در اين دوره احساس مبادله ميان آنچه كه از دست مى دهند در برابر آنچه كه مى گيرند نموده ، طعم زندگى را مى چشند ، لذا مى توان گفت : با اهميتترين دورههاى حيات ، دورهء سوم است .
در دورهء چهارم ، آگاهى به كاهش امتداد زندگى همراه با تأثير از