ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٠٠ - منطقه سوم - اقتصادى - انسانى
است » جملاتى را مى گويد ، سپس كاپلستون مى گويد : « پس شما مى گوئيد كه خارج از احساس ، محكى وجود ندارد كه ما با كمك آن ، تمايز بين رفتار فرمانده بلزن و رفتار مثلا سير استافورد كويبس يا اسقف كانتربورى را از هم تميز بدهيم » پاسخ راسل چنين است : « من در اين مورد بيش از مورد ادراك رنگ احتياج به دليل ندارم .
بعضى مردم هستند كه خيال مى كنند همه چيز زرد است . بعضى مردم يرقان دارند و من با اين مردم موافق نيستم ، من نمى توانم ثابت كنم كه همه چيز زرد نيست ولى بيشتر مردم با من موافقند كه همه چيز زرد نيست و بيشتر مردم هم با من موافقند كه فرمانده بلزن اشتباه كرده است » . [١] در نظريه دوم - براى مرتفع ساختن پولپرستى و سودجوئى كه مى بايست بطور طبيعى اصول عالى و ارزشهاى فوق مادى حيات را شكوفان سازد ، مفهومى از اجتماع تجريد يافته را مطرح مى نمايد . با اين ترتيب واقعيت انسان در هر دو سيستم اقتصادى - اجتماعى بطور ابهامانگيز و بدون اين كه به سؤالاتش پاسخى داده شود ، به سر مى برد .
منطقه سوم - اقتصادى - انسانى نخست فلسفهء زيربناى اين منطقه را به طور اختصار بيان مى كنيم : مقصود ما از كلمهء « فلسفى » مفاهيم و اصول خشك و پيشساخته براى ورزش فكرى و تلفكردن نيروهاى مغزى نيست ، بلكه منظور ما از اين كلمه دريافت عوامل و هدفهاى بنيادين حيات معقول است كه از آغاز تاريخ رسمى و قابل اعتماد بشرى تا كنون در مغزها و دلهاى انسانشناسان انسان دوست موج مى زند و هر گام مؤثر و فرياد سازنده و تحول مثبت در امتداد تاريخ در هر گونه جوامع ، مستند بآن عوامل و هدفهاى بنيادين است . شما مى توانيد با مطالعهء لازم و كافى به مطلوبيت جدى اين حيات معقول از داستانهاى آفريقاى باستانى
[١] عرفان و منطق - راسل - ترجمه آقاى نجف دريا بندرى صفحه ١٩٢ و ١٩٣ و ١٩٤