ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٦٦ - چه اندوه طولانى و چه عذابى دردناكتر از آنكه آدمى از عنايات ربانى دور و از ديدار او مهجور گردد
مادّى محدود مى سازند و نمى دانند عذاب و تلخى محروميت از ديدار خداوندى و مشمول بودن به الطاف او در ابديت چيست و چقدر جانگداز است . آرى ، بسيار دشوار است تصور اين كه ورود به عذاب جسمانى در آخرت آسانتر است از هجران از رحمت و الطاف ايزد منان .
امير المؤمنين عليه السلام عرض مى كند : فهبنى يا إلهى و سيّدى و مولاى و ربّى صبرت على عذابك فيكف أصبر على فراقك و هبنى يا إلهى صبرت على حرّ نارك فكيف أصبر عن النّظر إلى كرامتك - [١] ( خداى من ، سيّد و مولاى من ، گيرم كه به عذاب تو تحمل كردم ، چگونه به جدايى تو صبر كنم . اى خداى من ، گيرم كه به گرماى آتش تو شكيبا گشتم ، چگونه مى توانم به محروميت از كرامت تو بردبار باشم . ) اين افتخار خداشناسان ، و اين پرچمدار همهء ارزشهاى انسانى ، با شناخت خداوندى است كه عظمت كرامت و وصال او را درك كرده و تلخى محروميت از آنها را ، بسيار شديدتر و جانكاه تر از عذاب دوزخ تلقى فرموده است .
< شعر > راز بگشا اى علىّ مرتضى اى پس از سوء القضاء حسن القضاء اى على كه جمله عقل و ديده اى شمّه اى واگو از آنچه ديده اى < / شعر > مولوى با توجه به مطلب بالا ، ببينيد چه ساده لوحانى با شهرت علمى و فرهنگى در تاريخ چه تصوراتى در بارهء موضوع فوق دارند همان طور كه در عبارات زير خواهيم ديد كه با تكيه به برخى مسائل ، از اهميت قرار گرفتن در شعاع جاذبهء خداوندى غافل ماندهاند و خسارت جبران ناپذير و عذاب بسيار تلخ مهجورى از وصال ديدار خداوند متعال را درك نكردهاند دنى ديدرو از اصحاب مشهور دائرة المعارف چنين مى گويد : « بيان خود
[١] . دعاى كميل بن زياد النخعي كه امير المؤمنين ( ع ) به او تعليم فرموده است .