ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٧٥ - خويشتن شما ، براى ملاحظهء همهء حركات شما در كمين نشسته و ديده بانانى از اعضاء خود و حافظان راستين داريد كه اعمال و عدد نفسهاى شما را حفظ مى كنند و هيچ تاريكى و سدّى نمى تواند شما را از كمين و ديده بان و حافظان وجودتان بپوشانند
بر مى دارد ، هم يك گام به ساحل كه عرصهء ديدار خداونديست نزديكتر مى گردد و هم ، با آن گام موجى از حقيقت را كه در همان اقيانوس وجود دارد ، در مى يابد .
خويشتن شما ، براى ملاحظهء همهء حركات شما در كمين نشسته و ديده بانانى از اعضاء خود و حافظان راستين داريد كه اعمال و عدد نفسهاى شما را حفظ مى كنند و هيچ تاريكى و سدّى نمى تواند شما را از كمين و ديده بان و حافظان وجودتان بپوشانند .
< شعر > حافظان را گر نبينى اى عيار اختيار خود ببين بىاختيار روى در انكار حافظ برده اى نام تهديدات نفسش كرده اى < / شعر > مولوى بسيار خوب ، فرض مى كنيم كه آن قدر مهارت در مغالطه و سفسطه بازى و خود فريبى و خود پوشى بدست آوردى كه گفتى : من در درونم نه كمين مى بينم و نه كمين گيرى ، نه حافظى مى بينم و نه قلمى كه همهء رفتار و حركات و سكنات و حتى آن پديدههاى مخفى درونم را ثبت كند . آيا مى توانى احساس عميق و ريشه دار اختيار را هم كه با كمال روشنايى در درون خود شهود مى كنى ، منكر شوى آيا اين احساس بس شريف را مى توان منكر شد كه اگر از موجوديت انسان حذف مى شد ، اين همه عظمتهاى ارزشى از عدالتخواهى و آزادى خواهى و فداكارىها ، كه تا حد گذشتن از جان سر تا سر تاريخ را پر كرده است ، مى توان تفسير و توجيه نمود اختيار همان حقيقت است كه انسانهاى با شخصيت را به عنوان سازندگان تاريخ انسانى قلمداد نموده است . اين پديدهء انسانى با عظمت است كه اگر از انسان سلب شود ، مبدل به يك حيوان درنده اى مى گردد كه داراى چنگال و دندانهاى درندهء بىنهايت مى باشد . اين اختيار است كه با كمال وضوح شخصيت و نظاره و سلطهء آنرا در كارهاى