ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٥٢ - ديدگاه بعضى روانشناسان معاصر در رده بندى نيازها
ممكن مى كند . [١] قبل از اين كه نام اين مصلحت بخصوص را ببرم ، مى خواهم خودم را به خطر بيندازم ، و آشكارا و عريان بگويم كه جمله اين روشها و راهنماييهاى قشنگ ، تمام اين تئوريها و قوانين - كه براى مردم تمايلات حقيقى و عادى ايشان را توضيح مى دهد ، و پس از توضيح براى اجراى آن تمايلات مردم را مجبور مى كند كه خوبتر شوند و نجيبانه زندگى كنند - به عقيدهء من تمام اين روشهاى پيشنهادى هيچ نيست جز منطق خشك و جامد ، بله منطق خشك و جامد .
اين تئورى اصلاح بشريت ، و تصحيح زندگى او با روش نو ، و به وسيلهء راهنمايى و تهيهء روشهايى كه مصالح واقعى او را در برداشته باشد ، تقريبا چيزى شبيه به آن است كه . . . كه مثلا باكل مدعى شده بود . او مى گفت : « كه انسان در اثر تمدن فرهنگ به تدريج نرمتر و آرامتر مى شود و كم كم از وحشيگرى و خون آشاميدنش كاسته مى گردد تا به جايى مى رسد كه ديگر به درد جنگ و ستيز نمى خورد . » خيال مى كنم اين آقا فقط به وسيلهء استدلال منطقى خشك و جامد به اين نتيجه رسيده باشد ، ولى چه مى شود كرد كه بشر تمايل عاشقانه اى براى سيستم ساختن و روش درست كردن دارد و براى نتايج و مقدمات تجريدى كه بصرف تعقل صورت گرفته است ، ارزش فوق العاده اى قائل مى شود ، و هميشه آماده است كه تعمدا واقعيتها را نديده بگيرد . فقط براى اين كه به مقولهها و مقدمات و نتايج منطقيش لطمه نخورد حاضر است كه چشمش نبيند و يا گوشش نشنود ، تا سيستمهايى كه ساخته است همان طور كه هستند باقى بمانند
[١] . اين عبارات كه به طور مشروح از كتاب يادداشتهاى زير زمينى - از ص ٩٢ تا ص ١٠١ نقل كرديم ، در تفسير و نقد و تحليل مثنوى در مقدمات آوردهايم .