ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٥١ - ديدگاه بعضى روانشناسان معاصر در رده بندى نيازها
آقايان من ، آيا مى توانيد بگوئيد : حقيقتا براى بشر چيزى كه پربهاتر و مصلحت آميزتر از بزرگترين منافع و مصالحش باشد وجود ندارد و يا ( به دليل اين كه منطق را گم نكنيم ) ، اين طور بگوييم كه مصلحتى وجود دارد كه افضل جملهء مصالح بشرى است ، ولى در تمام قاموسهاى مصالح و منافع كه نگاه كنيم هميشه از قلم مى افتد ، اين مصلحتى است كه مهمتر و قوىتر و بزرگتر از كليه مصالح ديگر است . اين مصلحتى است كه به خاطر آن بشر آماده است و مى تواند به تمام مصالح و منافع مشخص و تعيين شدهء قبلى پشت پا بزند و همهء قوانين آنها را نيز به دست نسيان بسپارد و عليه تمام آنها عمل كند ، يعنى عليه عقل ، عليه احترام و آرامش و خوشبختى رفتار كند . خلاصه عليه تمام اين خواص و منافع خوب و قشنگ عمل كند ، فقط به خاطر حفظ اين بزرگترين و مصلحت آميزترين مصلحتهايش ، به خاطر اين مصلحتى كه براى او پربهاتر از هر چيز است .
مى شنوم كه مى خواهيد حرفم را قطع كنيد و بگوييد : « با تمام اين احوال كه مى گويى ، آن مصلحت نيز مصلحتى است بين مصلحتها » اما كمى تحمل كنيد ، تا بيشتر توضيح بدهم . آنچه مى گويم مربوط به امرى واهى و خيالى نيست ، بلكه به دليلى كه اقامه مى كنم ربط دارد .
اين مصلحتى كه اسم بردم تنها به همين دليل قابل توجه است كه از سياههها و طبقه بندىهاى معمولى كه براى مصلحتهاى ديگر مى كنند خارج است و تمام آنها را خراب مى كند . همهء آن قواعدى كه بشر دوستها جهت غنى كردن ، يا سعادتمند كردن ما خاكيان ، وضع يا تقرير كردهاند ، همه را زير پا مى گذارد و خراب مى كند ، همهء آنها را غير