ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٧٥ - فرصتها را از دست ندهيم ، زيرا بار ديگر بر نمى گردند و نتايج سوء آن گريبان آيندگان را هم خواهد گرفت
در مكه بدنيا آمد و در مدينه صدايش گسترش يافت ١٦١ بوسيله قرآن ، شرايع مجهول را آشكار و بدعتها را ريشه كن و احكام جدا از يكديگر را تبيين فرمود ١٦٣ چه اندوه طولانى و چه عذابى دردناكتر از آنكه آدمى از عنايات ربّانى دور و از ديدار او مهجور گردد ١٦٥ توكل به خدا و تلاش در رسيدن به هدفها دو ركن اساسى موفقيت در زندگى است ١٧٢ بار ديگر تقوى و بارهاى ديگر نيز تقوى زيرا بار ديگر انسان و بارهاى ديگر نيز انسان اگر براى او حيات معقول مطرح است ١٧٣ اگر روزى فرا رسد كه گردانندگان سياسى اجتماعات اهميت مديريت جانهاى آدميان را هم مانند مديريت زندگى طبيعى آنان به عهده بگيرند آن موقع مى فهميم كه عظمت انسانى چيست ١٨٠ - متن خطبه صد و شصت و دوم ١٨٣ - ترجمه خطبه صد و شصت و دوم ١٨٤ - تفسير عمومى خطبه صد و شصت و دوم ١٨٦ - مقصود از جملهء امير المؤمنين ( ع ) كه نفوس جمعيتى از شدت علاقه بدان مقام بخل ورزيدند و جمعيتى ديگر از آن اعراض نمودند ، چيست ١٨٧ يك بررسى مختصر در بارهء معاوية بن ابى سفيان ١٩٢ نابخردان راه ما بين خود و على بن ابي طالب ( ع ) را بجاى آنكه هموار كنند و گلها و رياحين بكارند چنان سنگلاخ و خارستان و پر از علفهاى زهرآگين ساختند كه نه خودشان از آن جلوه گاه عظمت خداوندى برخوردار شدند و نه مردم تشنه كمال ١٩٩